صفت به انگلیسی ( انواع صفت + مثال در جمله)

صفت به انگلیسی ( انواع صفت + مثال در جمله)

صفت در زبان انگلیسی چیست؟

صفت (Adjective) کلمه‌ای است که ویژگی‌های یک اسم را توصیف می‌کند یا اطلاعات بیشتری درباره‌ی آن ارائه می‌دهد.

مثال:

A beautiful flower (یک گل زیبا)

Two red apples (دو سیب قرمز)

انواع صفت در زبان انگلیسی

1. صفت توصیفی (Descriptive Adjectives)

برای توصیف ویژگی‌های ظاهری یا داخلی اسم‌ها به‌کار می‌روند.

tall, kind, noisy, expensive

2. صفت ملکی (Possessive Adjectives)

مالکیت را نشان می‌دهند و معمولاً قبل از اسم می‌آیند.

my, your, his, her, our, their

3. صفت اشاره (Demonstrative Adjectives)

برای اشاره به اشخاص یا اشیاء خاص به‌کار می‌روند.

this, that, these, those

4. صفت شمارشی (Quantitative Adjectives)

مقدار یا تعداد را نشان می‌دهند.

some, many, few, several

5. صفت پرسشی (Interrogative Adjectives)

برای ساخت سوال در مورد اسم‌ها به‌کار می‌روند.

which, what, whose

6. صفت تعجبی (Exclamatory Adjectives)

برای نشان دادن احساسات و تعجب.

What a beautiful view!

7. صفت ترتیبی (Order Adjectives)

ترتیب و جایگاه اسم را مشخص می‌کنند.

first, second, last

صفت در زبان انگلیسی چیست | توضیح صفت در زبان - آموزشگاه زبان ایران کمبریج

جایگاه صفت در جمله انگلیسی

عمولاً صفت پیش از اسم می‌آید:

A smart student (یک دانش‌آموز باهوش)

گاهی بعد از فعل‌های ربطی مثل be(am, is, are), seem, become قرار می‌گیرد:

She is happy.

تفاوت صفت با قید در انگلیسی

  • صفت اسم را توصیف می‌کند.
  • قید،  فعل، صفت یا قید دیگری را توصیف می‌کند.

مثال:

He is a fast runner. (صفت – توصیف اسم)

He runs fast. (قید – توصیف فعل)

نکات مهم درباره استفاده از صفات

  • در انگلیسی ترتیب چند صفت در کنار هم اهمیت دارد (Order of adjectives):

ترتیب صفات در انگلیسی چگونه است؟ آموزش به زبان ساده - چرب زبان

نظر > اندازه > سن > رنگ > منشأ > جنس > کاربرد

a lovely small old red French wooden dining table

  • برای مقایسه دو چیز از صفات تفضیلی (–er / more) و برای مقایسه ی چند شی از صفات عالی (-est / most) استفاده می‌شود.

لیست 100 صفت پرکاربرد انگلیسی با معنی

شماره صفت انگلیسی معنی فارسی شماره صفت انگلیسی معنی فارسی
1 happy خوشحال 51 friendly دوستانه
2 sad ناراحت 52 polite مؤدب
3 angry عصبانی 53 rude بی‌ادب
4 hungry گرسنه 54 lazy تنبل
5 thirsty تشنه 55 busy پرکار / شلوغ
6 tired خسته 56 quiet ساکت
7 bored بی‌حوصله 57 noisy پر سر و صدا
8 excited هیجان‌زده 58 interesting جالب
9 scared ترسیده 59 boring خسته‌کننده
10 nervous نگران / عصبی 60 famous مشهور
11 funny خنده‌دار 61 popular محبوب
12 serious جدی 62 important مهم
13 beautiful زیبا 63 useful مفید
14 ugly زشت 64 useless بی‌فایده
15 clean تمیز 65 early زود
16 dirty کثیف 66 late دیر
17 hot داغ 67 sweet شیرین
18 cold سرد 68 salty شور
19 warm گرم 69 bitter تلخ
20 cool خنک 70 sour ترش
21 easy آسان 71 healthy سالم
22 difficult سخت 72 sick مریض
23 strong قوی 73 cute بامزه
24 weak ضعیف 74 fun سرگرم‌کننده
25 smart باهوش 75 lovely دوست‌داشتنی
26 stupid احمق 76 honest صادق
27 rich ثروتمند 77 creative خلاق
28 poor فقیر 78 active فعال
29 new جدید 79 calm آرام
30 old قدیمی 80 fresh تازه
31 young جوان 81 broken شکسته
32 old (age) پیر 82 expensive گران
33 fast سریع 83 cheap ارزان
34 slow آهسته 84 safe ایمن
35 short کوتاه 85 dangerous خطرناک
36 tall بلند (قد) 86 open باز
37 big بزرگ 87 closed بسته
38 small کوچک 88 married متأهل
39 long طولانی 89 single مجرد
40 wide پهن 90 correct صحیح
41 narrow باریک 91 wrong غلط
42 light سبک / روشن 92 same یکسان
43 dark تاریک 93 different متفاوت
44 heavy سنگین 94 dry خشک
45 soft نرم 95 wet خیس
46 hard سخت 96 full پر
47 kind مهربان 97 empty خالی
48 mean بدجنس 98 round گرد
49 brave شجاع 99 square مربع
50 coward ترسو 100 lucky خوش‌شانس

جمع بندی انواع صفت های مورد استفاده در زبان انگلیسی:

نوع صفت (Adjective Type) تعریف مثال انگلیسی ترجمه
1. صفت توصیفی (Descriptive) ویژگی یا حالت یک اسم را توصیف می‌کند. She has beautiful eyes. او چشم‌های زیبایی دارد.
2. صفت ملکی (Possessive) مالکیت را نشان می‌دهد. This is my book. این کتاب من است.
3. صفت اشاره (Demonstrative) به اسم خاصی اشاره می‌کند. That car is expensive. آن ماشین گران است.
4. صفت پرسشی (Interrogative) در سوال‌ها همراه با اسم می‌آید. Which color do you like? کدام رنگ را دوست داری؟
5. صفت تعجبی (Exclamatory) برای نشان دادن احساسات قوی. What a nice day! چه روز خوبی!
6. صفت شمارشی (Numeral) تعداد یا ترتیب را نشان می‌دهد. I have two brothers. من دو برادر دارم.
7. صفت مقداری (Quantitative) مقدار یا اندازه‌ای نامشخص را نشان می‌دهد. She drank some water. او مقداری آب نوشید.
8. صفت توزیعی (Distributive) به هر یک از اعضای گروه اشاره می‌کند. Each student must bring a pen. هر دانش‌آموز باید یک خودکار بیاورد.
9. صفت نسبی (Relative) بین دو جمله یا عبارت ربط برقرار می‌کند. I met the girl whose dog ran away. دختری را دیدم که سگش فرار کرده بود.
10. صفت مقایسه‌ای (Comparative) دو چیز را مقایسه می‌کند. This car is faster than mine. این ماشین از مال من سریع‌تر است.
11. صفت عالی (Superlative) بالاترین درجهٔ یک ویژگی را نشان می‌دهد. He is the tallest in the class. او بلندقدترین در کلاس است.
12. صفت اسمی (Noun as Adjective) اسمی که نقش صفت دارد. A chicken soup سوپ مرغ
دیدگاه‌ها ۳
ارسال دیدگاه جدید