اصطلاحات انگلیسی دیجیتال مارکتینگ + ۶۰ اصطلاح کاربردی ضروری
اصطلاحات پایه در دیجیتال مارکتینگ به انگلیسی
| اصطلاح انگلیسی | معادل فارسی | توضیح کوتاه |
|---|---|---|
| Digital Marketing | بازاریابی دیجیتال | بازاریابی از طریق ابزارها و رسانههای دیجیتال |
| Target Audience | مخاطب هدف | گروهی از افراد که بازاریابی روی آنها متمرکز است |
| Conversion | تبدیل | تبدیل بازدیدکننده به مشتری یا اقدام مورد نظر |
| Campaign | کمپین | مجموعهای از فعالیتهای بازاریابی با هدف مشخص |
| Brand Awareness | آگاهی از برند | میزان شناخت مردم از برند شما |
| Lead | سرنخ | مشتری بالقوهای که ممکن است خرید کند |
| ROI (Return on Investment) | بازگشت سرمایه | سود به دست آمده نسبت به هزینه انجام شده |
اصطلاحات تخصصیتر در حوزه دیجیتال مارکتینگ
اصطلاحات مرتبط با تبلیغات آنلاین (AdTech)
| اصطلاح انگلیسی | معادل فارسی | توضیح کوتاه |
|---|---|---|
| PPC (Pay-Per-Click) | پرداخت به ازای کلیک | مدل تبلیغاتی که هزینه فقط برای کلیک دریافت میشود |
| CPM (Cost Per Mille) | هزینه به ازای هزار نمایش | هزینه به ازای هر هزار بار نمایش تبلیغ |
| CPC (Cost Per Click) | هزینه به ازای هر کلیک | هزینه پرداخت شده برای هر کلیک روی تبلیغ |
| Impression | نمایش تبلیغ | هر بار که تبلیغ به کاربر نمایش داده شود |
| Ad Network | شبکه تبلیغاتی | سامانهای که تبلیغات را بین وبسایتها پخش میکند |
| Retargeting | هدفگیری مجدد کاربران | تبلیغ به کاربرانی که قبلا بازدید کردهاند |
| Conversion Funnel | قیف تبدیل | مسیر طی شده توسط کاربر تا رسیدن به هدف (مثلا خرید) |
| Ad Copy | متن تبلیغ | متن نوشته شده برای تبلیغ |
اصطلاحات مربوط به سئو (SEO)
| اصطلاح انگلیسی | معادل فارسی | توضیح کوتاه |
|---|---|---|
| SEO (Search Engine Optimization) | بهینهسازی برای موتورهای جستوجو | بهبود رتبه سایت در نتایج جستوجو |
| Backlink | لینک برگشتی | لینک ورودی از سایتهای دیگر به سایت شما |
| Keyword Density | چگالی کلمه کلیدی | نسبت استفاده کلمات کلیدی در متن |
| Organic Traffic | ترافیک طبیعی از گوگل | بازدیدکنندگانی که از جستوجوی طبیعی وارد سایت میشوند |
| Meta Description | توضیحات متا | توضیح کوتاه در کد HTML برای معرفی صفحه به موتور جستوجو |
| SERP (Search Engine Results Page) | صفحه نتایج موتور جستوجو | صفحهای که نتایج جستوجو در آن نمایش داده میشود |
| Sitemap | نقشه سایت | فایلی که ساختار صفحات سایت را به موتور جستوجو معرفی میکند |
| Crawling | خزیدن | فرایند بررسی صفحات سایت توسط موتور جستوجو |
| Indexing | ایندکس شدن صفحات در موتور جستوجو | ثبت صفحات سایت در بانک اطلاعاتی موتور جستوجو |
اصطلاحات شبکههای اجتماعی (Social Media Marketing)
| اصطلاح انگلیسی | معادل فارسی | توضیح کوتاه |
|---|---|---|
| Engagement Rate | نرخ تعامل | میزان مشارکت کاربران با محتوا |
| Reach | دسترسی | تعداد افرادی که محتوا را دیدهاند |
| Hashtag | هشتگ | کلمه یا عبارت کلیدی با علامت # برای دستهبندی محتوا |
| Influencer | تأثیرگذار (شخصی با دنبالکنندگان زیاد) | فردی که میتواند بر تصمیمات مخاطبان تأثیر بگذارد |
| Viral Content | محتوای ویروسی | محتوایی که به سرعت و گسترده پخش میشود |
| Social Listening | رصد شبکههای اجتماعی | بررسی و تحلیل نظرات و مکالمات در شبکههای اجتماعی |
| Story | استوری (محتوای موقت در شبکههای اجتماعی) | محتوای کوتاه و موقتی که معمولاً بعد از 24 ساعت حذف میشود |
اصطلاحات بازاریابی محتوایی (Content Marketing)
| اصطلاح انگلیسی | معادل فارسی | توضیح کوتاه |
|---|---|---|
| Content Strategy | استراتژی محتوا | برنامهریزی هدفمند برای تولید و مدیریت محتوا |
| Evergreen Content | محتوای همیشهسبز | محتوایی که همواره مرتبط و مفید است |
| Lead Magnet | محتوای ارزشمندی که باعث جذب مشتری بالقوه میشود | محتوایی که کاربران را ترغیب به ثبتنام یا خرید میکند |
| Call to Action (CTA) | دعوت به اقدام | بخشی از محتوا که کاربر را به انجام عملی مثل کلیک یا خرید دعوت میکند |
| Blog Post | پست وبلاگ | مقاله یا نوشته منتشرشده در وبلاگ |
| Content Curation | گردآوری محتوا | جمعآوری و ارائه محتواهای مرتبط از منابع مختلف |
| Guest Posting | انتشار مهمان | نوشتن و انتشار مقاله در سایت یا وبلاگ دیگران |
| User-Generated Content (UGC) | محتوای تولیدشده توسط کاربران | محتوایی که توسط کاربران یا مخاطبان ایجاد میشود |
اصطلاحات مرتبط با داده و آنالیتیکس (Analytics)
| اصطلاح انگلیسی | معادل فارسی | توضیح کوتاه |
|---|---|---|
| KPI (Key Performance Indicator) | شاخص کلیدی عملکرد | معیارهای مهم برای سنجش موفقیت در اهداف بازاریابی |
| Bounce Rate | نرخ پرش | درصد کاربرانی که بدون تعامل صفحه را ترک میکنند |
| Click-Through Rate (CTR) | نرخ کلیک | نسبت کلیکها به تعداد نمایش تبلیغ یا لینک |
| Conversion Rate | نرخ تبدیل | درصد بازدیدکنندگانی که به مشتری یا هدف تبدیل میشوند |
| A/B Testing | آزمایش مقایسهای | تست دو نسخه مختلف برای بررسی کارایی هر کدام |
| Heatmap | نقشه حرارتی | نمایش گرافیکی نقاطی که کاربران بیشتر کلیک یا اسکرول کردهاند |
| Attribution | انتساب | تخصیص اعتبار به کانالهای مختلف بازاریابی برای تبدیل |
| Funnel Analysis | تحلیل قیف | بررسی مراحل مختلف مسیر کاربر تا تبدیل نهایی |
مثالهایی از کاربرد اصطلاحات در جملات واقعی
The conversion rate increased after the new email campaign.
نرخ تبدیل پس از کمپین ایمیلی جدید افزایش یافت.
We need to improve our SEO to get more organic traffic.
ما باید بهینهسازی موتور جستوجو (SEO) خود را بهبود دهیم تا ترافیک طبیعی بیشتری کسب کنیم.
This blog post is an evergreen content and brings leads every month.
این پست وبلاگی یک محتوای همیشهسبز است و هر ماه سرنخهایی به دست میآورد.
The CTR of our Facebook ad was higher than expected.
نرخ کلیک (CTR) تبلیغ فیسبوک ما بیشتر از حد انتظار بود.
Our retargeting ads boosted sales by 20%.
تبلیغات هدفگیری مجدد ما فروش را ۲۰٪ افزایش داد.
تمرینهایی برای زبانآموزان
-
یکی از اصطلاحات بالا را انتخاب کرده و در یک جملهی واقعی استفاده کنید.
-
تفاوت بین CTR و Conversion Rate را به انگلیسی توضیح دهید.
منابع پیشنهادی برای یادگیری بیشتر
دیکشنریهای تخصصی دیجیتال مارکتینگ
- HubSpot Glossary
- Moz SEO Glossary
پادکستها و ویدیوهای آموزشی
- Marketing School Podcast by Neil Patel
- YouTube Channel: Ahrefs (برای آموزش SEO)
جمعبندی و نکات پایانی
یادگیری اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ نهتنها برای بازاریابان، بلکه برای زبانآموزانی که قصد دارند زبان انگلیسی را در محیطهای واقعی و حرفهای به کار بگیرند، بسیار مفید است. توصیه میکنیم اصطلاحات یادشده را در جملات خود تمرین کرده و با تکرار آنها در مکالمه یا نوشتار، در حافظه بلندمدت خود تثبیت کنید.
















