کمال‌گرایی در یادگیری زبان انگلیسی؛ وقتی ترس از اشتباه جلوی صحبت کردن را می‌گیرد!

کمال‌گرایی در یادگیری زبان انگلیسی؛ وقتی ترس از اشتباه جلوی صحبت کردن را می‌گیرد!

در آکادمی الی‌انگلیش در دوره های انگلیش مستری، یکی از چیزهایی که بارها با آن روبه‌رو می‌شویم، نگرانی زبان‌آموزها قبل از ارسال تکالیف Speaking است. خیلی از زبان‌آموزها وقتی قرار است یک فایل صوتی کوتاه بفرستند، احساس راحتی ندارند. نه به این دلیل که چیزی بلد نیستند، بلکه چون فکر می‌کنند باید از همان ابتدا کاملاً درست، بدون اشتباه و با جمله‌های عالی صحبت کنند.

وقتی تکلیف یک تمرین چهارگزینه‌ای یا جای خالی است، معمولاً استرس کمتری وجود دارد؛ چون پاسخ درست یا غلط مشخص است و کسی صدای شما را نمی‌شنود. اما وقتی قرار است یک ویس Speaking ارسال کنید، شرایط فرق می‌کند.

ناگهان این فکرها شروع می‌شوند:

«اگر تلفظم اشتباه باشد چی؟»

«اگر یک کلمه را فراموش کنم چی؟»

«اگر گرامرم غلط باشد چی؟»

«نکنه استاد فکر کنه من هیچی بلد نیستم؟»

و همین نگرانی باعث می‌شود بعضی زبان‌آموزها حتی با وجود داشتن دانش کافی، شروع کردن را عقب بیندازند یا بارها ویس خودشان را ضبط و پاک کنند.

اینجاست که پای کمال‌گرایی در یادگیری زبان وسط می‌آید!

مشکل این نیست که زبان‌آموز تلاش نمی‌کند؛ اتفاقاً معمولاً افراد کمال‌گرا خیلی زیاد تلاش می‌کنند. مشکل این است که استانداردی برای خودشان تعیین کرده‌اند که قبل از استفاده از زبان باید به آن برسند.

شما با کامل صحبت کردن، مکالمه یاد نمی‌گیرید؛ با صحبت کردن، کم‌کم کامل‌تر می‌شوید.

کمال‌گرایی در یادگیری زبان دقیقاً یعنی چه؟

کمال‌گرایی در یادگیری زبان فقط این نیست که دوست داشته باشیم درست صحبت کنیم. طبیعی است که همه ما دوست داریم تلفظ، گرامر و انتخاب کلماتمان بهتر شود.

مشکل از جایی شروع می‌شود که درست صحبت کردن تبدیل به شرطِ صحبت کردن می‌شود.

یعنی به خودمان می‌گوییم:

  • تا وقتی گرامرم خوب نشده، صحبت نمی‌کنم.
  • تا وقتی دایره لغاتم بیشتر نشده، ویس نمی‌فرستم.
  • اگر نتوانم جمله را درست بگویم، بهتر است اصلاً نگویم.
  • اول باید در ذهنم جمله را کامل کنم، بعد صحبت کنم.
  • اگر اشتباه کنم یعنی هنوز سطح زبانم خوب نیست.

در نتیجه ممکن است زبان‌آموز ماه‌ها درس بخواند، لغت یاد بگیرد، گرامر تمرین کند و ویدئو ببیند؛ اما وقتی نوبت استفاده واقعی از زبان می‌رسد، همچنان احساس کند:

«هنوز آماده نیستم.»

چطور بفهمیم در یادگیری زبان کمال‌گرا شده‌ایم؟

اگر چند مورد از رفتارهای زیر برایتان آشناست، احتمالاً کمال‌گرایی دارد روی روند یادگیری شما تأثیر می‌گذارد:

  • قبل از ارسال یک ویس چند بار آن را ضبط و پاک می‌کنید.
  • قبل از صحبت کردن، جمله فارسی را در ذهن می‌سازید و دنبال ترجمه بی‌نقص آن می‌گردید.
  • اگر یک لغت را ندانید، کل جمله را متوقف می‌کنید.
  • هنگام صحبت بیشتر از مفهوم، درگیر گرامر هستید.
  • از صحبت کردن جلوی استاد یا همکلاسی‌ها اجتناب می‌کنید.
  • مدام احساس می‌کنید باید «یک مقدار بیشتر» مطالعه کنید و بعد شروع به صحبت کنید.
  • یک اشتباه کوچک می‌تواند باعث شود فکر کنید کل مکالمه‌تان بد بوده است.

چرا این موضوع در Speaking بیشتر خودش را نشان می‌دهد؟

در بسیاری از تمرین‌های آموزشی شما فرصت فکر کردن دارید.

در یک سؤال چهارگزینه‌ای می‌توانید چند ثانیه یا حتی چند دقیقه به گزینه‌ها نگاه کنید. در تمرین جای خالی می‌توانید جمله را دوباره بخوانید. در نوشتن هم می‌توانید متن را پاک کنید و دوباره بنویسید.

اما مکالمه این‌طور نیست.

در مکالمه واقعی باید در همان لحظه از چیزهایی که بلدید استفاده کنید.

گاهی کلمه‌ای یادتان نمی‌آید.

گاهی وسط جمله نظرتان عوض می‌شود.

گاهی جمله‌ای که شروع کرده‌اید، دقیقاً آن‌طور که می‌خواستید تمام نمی‌شود.

و این‌ها بخشی کاملاً طبیعی از صحبت کردن هستند.

زبان یک مهارت است، نه فقط مجموعه‌ای از اطلاعات

یکی از اشتباهات رایج زبان‌آموزها این است که تصور می‌کنند ابتدا باید زبان را کامل یاد بگیرند و بعد شروع به استفاده از آن کنند.

اما بین دانستن زبان و توانایی استفاده از زبان تفاوت وجود دارد.

ممکن است معنی صدها لغت را بدانید ولی هنگام صحبت نتوانید سریع از آن‌ها استفاده کنید.

ممکن است زمان گذشته را کاملاً بلد باشید ولی وسط تعریف کردن یک خاطره همچنان مکث کنید.

ممکن است یک عبارت را ده بار در کتاب دیده باشید اما اولین بار که بخواهید خودتان از آن استفاده کنید، جمله‌تان کمی سخت و کند ساخته شود.

این مسئله طبیعی است؛ چون مهارت استفاده از زبان فقط با دیدن و خواندن ساخته نمی‌شود.

Input یعنی چیزهایی که می‌خوانید و می‌شنوید.

Output یعنی چیزی که خودتان تولید می‌کنید؛ یعنی صحبت کردن و نوشتن.

برای اینکه زبان قابل استفاده شود، به هر دو نیاز دارید.

چرا تمرین Speaking ممکن است در ابتدا سخت باشد؟

چون برای اولین بار متوجه می‌شوید بین چیزی که می‌فهمید و چیزی که می‌توانید تولید کنید فاصله وجود دارد.

مثلاً وقتی کسی می‌گوید:

I’m looking forward to the weekend.

ممکن است کاملاً متوجه معنی جمله شوید.

اما اگر از شما بپرسند:

What are you looking forward to these days?

شاید چند ثانیه طول بکشد تا بتوانید همان ساختار را برای زندگی خودتان استفاده کنید.

همین چند ثانیه تلاش دقیقاً همان قسمتی از یادگیری است که باید اتفاق بیفتد.

اشتباه کردن یعنی سیستم یادگیری شما فعال شده!

بعضی از زبان‌آموزها اشتباه را نتیجه بد تمرین می‌دانند.

در حالی که در بسیاری از مواقع اشتباه دقیقاً نشان می‌دهد شما در حال تلاش برای استفاده از چیزی هستید که تازه یاد گرفته‌اید.

فرض کنید زبان‌آموز می‌گوید:

Yesterday I go to my friend’s house.

جمله از نظر گرامری بی‌نقص نیست، اما زبان‌آموز موفق شده مفهوم خودش را منتقل کند.

حالا می‌توان جمله را اصلاح کرد:

Yesterday I went to my friend’s house.

این اصلاح بسیار ارزشمندتر از حالتی است که زبان‌آموز به دلیل ترس از اشتباه اصلاً جمله‌ای تولید نکند.

هدف اول در مکالمه چیست؟ انتقال مفهوم

زمانی که صحبت می‌کنید، اولین سؤال نباید این باشد:

«آیا جمله من صددرصد درست بود؟»

سؤال مهم‌تر این است:

«آیا توانستم منظورم را منتقل کنم؟»

بعد از آن می‌توانیم روی بهتر شدن جمله کار کنیم.

در واقع مسیر منطقی رشد در مکالمه بیشتر شبیه این است:

Say it → Notice it → Fix it → Say it better next time

یعنی:

بگو → متوجه ایراد شو → اصلاحش کن → دفعه بعد بهتر بگو.

منتظر جمله پیشرفته نباشید!

یکی دیگر از نشانه‌های کمال‌گرایی این است که زبان‌آموز فکر می‌کند هر جمله‌ای که می‌گوید باید پیشرفته باشد.

مثلاً می‌خواهد بگوید:

«دیروز خیلی خسته بودم و حوصله بیرون رفتن نداشتم.»

اما چون نمی‌تواند یک جمله پیچیده و حرفه‌ای برای آن بسازد، اصلاً چیزی نمی‌گوید.

در حالی که می‌تواند خیلی ساده شروع کند:

I was really tired yesterday. I didn’t want to go out.

همین جمله کاملاً قابل استفاده است.

جمله ساده‌ای که می‌گویید، از جمله پیشرفته‌ای که فقط داخل ذهنتان باقی می‌ماند ارزش بیشتری دارد.

قانون 70 درصد در تمرین Speaking

برای تمرین مکالمه لازم نیست منتظر باشید جمله‌تان صددرصد آماده باشد.

اگر حدود 70 درصد می‌دانید چه می‌خواهید بگویید، شروع کنید.

ممکن است وسط صحبت:

  • مکث کنید،
  • یک لغت ساده‌تر جایگزین کنید،
  • جمله را دوباره شروع کنید،
  • یا حتی بخشی از حرفتان را اصلاح کنید.

همه این اتفاق‌ها بخشی از مکالمه واقعی هستند.

یک کلمه را نمی‌دانید؟ مکالمه نباید متوقف شود!

یکی از مهارت‌های مهم در مکالمه این نیست که همه لغات دنیا را بدانید؛ بلکه این است که وقتی یک لغت را نمی‌دانید، بتوانید راه دیگری برای بیان منظورتان پیدا کنید.

مثلاً کلمه kettle یادتان نمی‌آید.

می‌توانید بگویید:

The thing we use to boil water.

یا نام یک شغل یادتان رفته است:

Someone who fixes cars.

این دقیقاً یک مهارت واقعی مکالمه است.

ویس Speaking قرار نیست امتحان باشد

این نگاه را باید تغییر دهیم:

«من ویس می‌فرستم تا ثابت کنم زبان بلدم.»

بهتر است تبدیل شود به:

«من ویس می‌فرستم تا تمرین کنم از چیزهایی که بلدم استفاده کنم.»

این دو نگاه نتیجه کاملاً متفاوتی ایجاد می‌کنند.

در حالت اول هر اشتباه یک شکست است.

در حالت دوم هر اشتباه اطلاعاتی است که به شما نشان می‌دهد مرحله بعدی تمرینتان باید روی چه چیزی باشد.

اگر ویس خودتان را ده بار ضبط می‌کنید، این کار را امتحان کنید!

برای تکالیف Speaking می‌توانید یک قانون ساده برای خودتان داشته باشید:

  1. 30 تا 60 ثانیه فکر کنید که می‌خواهید درباره چه چیزی صحبت کنید.
  2. چند keyword بنویسید؛ متن کامل ننویسید.
  3. ویس را ضبط کنید.
  4. اگر مفهوم منتقل شده، آن را ارسال کنید.
  5. بعد از دریافت بازخورد، همان موضوع را یک بار دیگر بهتر صحبت کنید.

هدف این نیست که اولین ویس عالی باشد.

هدف این است که ویس دوم از ویس اول بهتر باشد.

قبل از Speaking متن کامل ننویسید!

نوشتن کامل متن قبل از ضبط ویس ممکن است احساس امنیت بیشتری به شما بدهد، اما اگر همیشه این کار را انجام دهید، تمرین Speaking کم‌کم تبدیل به تمرین Reading می‌شود.

به جای نوشتن این متن:

Yesterday I went to a restaurant with my friends. We ordered pizza and…

فقط بنویسید:

yesterday – friends – restaurant – pizza – funny story – bill

و سعی کنید با استفاده از این کلمات داستان را خودتان بسازید.

اگر وسط صحبت مکث کنیم بد است؟

نه.

مکث کردن بخشی از صحبت کردن است، مخصوصاً زمانی که هنوز در حال ساختن مهارت مکالمه در زبان دوم هستید.

حتی می‌توانید به جای سکوت کامل از عبارت‌هایی استفاده کنید که برای فکر کردن به شما زمان می‌دهند:

Let me think…

Well…

Actually…

I think…

How can I say it?

What I mean is…

گرامر مهم است؛ اما زمان اصلاح آن هم مهم است

این مقاله قرار نیست بگوید گرامر یا تلفظ اهمیتی ندارد.

طبیعتاً هدف ما این است که به مرور دقیق‌تر و طبیعی‌تر صحبت کنیم.

اما اگر هنگام ساخت هر جمله بخواهید همزمان تمام قوانین گرامر، تلفظ، لغت و ساختار را کنترل کنید، احتمالاً سرعت مکالمه شما به‌شدت پایین می‌آید.

در زمان تمرین می‌توانیم دو مرحله داشته باشیم:

مرحله اول: Fluency صحبت کن و سعی کن منظورت را منتقل کنی.

مرحله دوم: Accuracy برگرد، اشتباه‌ها را بررسی کن و جمله‌ها را بهتر کن.

به این ترتیب هم مکالمه ساخته می‌شود و هم دقت شما به مرور افزایش پیدا می‌کند.

پیشرفت واقعی همیشه تمیز و مرتب نیست

گاهی زبان‌آموز تصور می‌کند پیشرفت یعنی هر هفته بدون اشتباه‌تر از قبل صحبت کند.

اما رشد مهارت معمولاً این‌قدر مرتب نیست.

ممکن است امروز خیلی روان صحبت کنید و فردا روی یک موضوع جدید مکث زیادی داشته باشید.

ممکن است یک ساختار را این هفته درست استفاده کنید و هفته بعد دوباره در آن اشتباه کنید.

این به معنی عقب رفتن نیست.

یادگیری زبان یک مسیر خطی نیست.

یک سؤال مهم: می‌خواهید زبان بلد باشید یا بتوانید از زبان استفاده کنید؟

این دو همیشه دقیقاً یک چیز نیستند.

ممکن است کسی قواعد زیادی بداند ولی در یک مکالمه ساده نتواند سریع واکنش نشان دهد.

در مقابل ممکن است فرد دیگری با دایره لغات محدودتر بتواند منظورش را راحت‌تر منتقل کند؛ چون بارها از داشته‌های خودش استفاده کرده است.

هدف نهایی یادگیری زبان این نیست که فقط اطلاعات بیشتری درباره انگلیسی داشته باشیم.

هدف این است که بتوانیم از انگلیسی برای ارتباط برقرار کردن استفاده کنیم.

تست کوتاه: آیا کمال‌گرایی جلوی Speaking شما را گرفته است؟

به هر سؤال جواب بدهید: بله = ۱ امتیاز | خیر = ۰ امتیاز

1. آیا قبل از ارسال یک ویس Speaking چندین بار آن را ضبط و پاک می‌کنید چون فکر می‌کنید هنوز خوب نیست؟

2. آیا هنگام صحبت کردن بیشتر نگران گرامر و اشتباهات خودتان هستید تا انتقال مفهوم؟

3. آیا وقتی یک کلمه یادتان نمی‌آید، معمولاً متوقف می‌شوید و نمی‌توانید ادامه دهید؟

4. آیا پیش آمده تکلیف Speaking را به تأخیر بیندازید چون احساس می‌کردید هنوز آماده نیستید؟

5. آیا قبل از حرف زدن، جمله را ابتدا کامل در ذهن خودتان می‌سازید و بعد شروع می‌کنید؟

6. آیا یک اشتباه کوچک در صحبت کردن باعث می‌شود فکر کنید مکالمه‌تان خوب نبوده است؟

7. آیا بیشتر وقت خود را صرف یادگیری بیشتر می‌کنید، اما کمتر فرصت استفاده از زبان دارید؟

8. آیا از صحبت کردن جلوی دیگران می‌ترسید چون ممکن است اشتباه کنید؟

نتیجه تست شما:

۰ تا ۲ امتیاز: احتمالاً کمال‌گرایی تأثیر زیادی روی Speaking شما ندارد. همچنان تمرین خروجی را ادامه دهید و از اشتباه کردن نترسید.

۳ تا ۵ امتیاز: کمال‌گرایی ممکن است سرعت پیشرفت شما را کم کند. احتمالاً بیشتر از چیزی که فکر می‌کنید زبان بلد هستید، اما نیاز دارید بیشتر از دانسته‌هایتان استفاده کنید.

۶ تا ۸ امتیاز: به نظر می‌رسد کمال‌گرایی تبدیل به یک مانع جدی در مسیر Speaking شده است. شما احتمالاً به جای تمرین زبان، بیشتر در حال آماده شدن برای شروع هستید.

یک سؤال مهم:

اگر امروز مجبور باشید فقط با سطح فعلی زبانتان یک ویس یک دقیقه‌ای ضبط کنید، بیشتر از چه چیزی می‌ترسید؟

  • اشتباه گرامری؟
  • تلفظ؟
  • کم آوردن لغت؟
  • قضاوت شدن توسط دیگران؟

شناختن ترس اصلی، اولین قدم برای عبور از آن است.

ممکن است لازم باشد بیشتر روی اجازه دادن به خودتان برای استفاده ناقص از زبان کار کنید.

یک چالش ساده برای امروز

یک موضوع بسیار ساده انتخاب کنید:

  • امروز چه کار کردید؟
  • آخر هفته چه برنامه‌ای دارید؟
  • آخرین فیلمی که دیدید چه بود؟
  • این روزها بیشتر درگیر چه کاری هستید؟
  • چه چیزی امروز حالتان را بهتر کرد؟

فقط یک دقیقه درباره آن صحبت کنید.

متن ننویسید.

اگر اشتباه کردید ویس را پاک نکنید.

اگر لغتی یادتان نیامد، با کلمات ساده‌تر توضیحش دهید.

وقتی تمام شد، فقط از خودتان یک سؤال بپرسید:

آیا توانستم منظورم را منتقل کنم؟

در نهایت؛ قرار نیست اول عالی شوید و بعد صحبت کنید

یکی از مهم‌ترین تغییراتی که یک زبان‌آموز می‌تواند در مسیر یادگیری خودش ایجاد کند، تغییر این جمله است:

«وقتی بهتر شدم، صحبت می‌کنم.»

به:

«با صحبت کردن بهتر می‌شوم.»

شما برای شروع Speaking نیازی به هزاران لغت، گرامر بی‌نقص یا لهجه عالی ندارید.

با همان چیزهایی که امروز بلد هستید شروع کنید.

جمله‌های ساده بسازید.

اشتباه کنید.

بازخورد بگیرید.

دوباره امتحان کنید.

و اجازه بدهید مهارت مکالمه شما در همین فرایند ساخته شود.

یادتان باشد: ویسی که با چند اشتباه ارسال می‌کنید، برای پیشرفت زبان شما بسیار مفیدتر از ویس بی‌نقصی است که هیچ‌وقت ارسال نمی‌شود.

دیدگاه‌ها ۱۶
ارسال دیدگاه جدید