آموزش انگلیسی با کتاب داستانOxford Bookworms: تحلیل کتاب Sherlock Holmes and the Duke’s Son فصل دوم
آموزش زبان انگلیسی از طریق خواندن کتاب داستان یکی از روشهای مؤثر و لذتبخش برای تقویت مهارتهای زبانی است. این روش به زبانآموزان کمک میکند تا واژگان جدید را در متن واقعی یاد بگیرند، ساختارهای گرامری را بهتر درک کنند و توانایی خواندن و درک مطلب را بالا ببرند.
مجموعه Oxford Bookworms یکی از محبوبترین مجموعههای آموزشی برای زبانآموزان می باشد. این سری با داستانهای متنوع در سطوح مختلف، از جمله سطح صفر برای مبتدیها، با زبانی ساده و قابلفهم طراحی شده است. دلیل انتخاب این مجموعه، کیفیت بالای متنها، ساختار آموزشی مناسب و جذابیت داستانهاست که یادگیری را به یک تجربه سرگرمکننده تبدیل میکند.
در این مقاله، یکی از محبوبترین کتابهای سطح یک این مجموعه به نام Sherlock Holmes and the Duke’s Son رو بررسی میکنیم. ابتدا یک خلاصه کوتاه از داستان ارائه میدهیم، و بعد با ترجمه و تحلیل فصلها پیش میرویم تا ببینیم چطور این کتاب میتواند به یادگیری انگلیسی کمک کند.
معرفی کتاب
نام کتاب: Sherlock Holmes and the Duke’s Son
نویسنده: نسخه اقتباسی از داستانهای آرتور کانن دویل، بازنویسیشده توسط جنیفر باست برای مجموعه Oxford Bookworms
سطح: ۱ (مناسب برای زبانآموزان مبتدی در مجموعه Stage 1)
این کتاب، داستانی کوتاه و رازآلود است که با جملات ساده و واژگان محدود نوشته شده است. داستان درباره شرلوک هولمز، کارآگاه معروف، و تلاش او برای حل معمای ربودن پسر دوک هولدرنس است که برای زبانآموزان مبتدی جذاب و قابلفهم است. در ادامه، متن کتاب را فصل به فصل بررسی میکنیم.
چرا این کتاب؟
کتابهای سطح اول Oxford Bookworms با حدود ۴۰۰ کلمه اصلی طراحی شدهاند تا زبانآموزان مبتدی بتوانند بهراحتی با آنها پیش بروند. Sherlock Holmes and the Duke’s Son با داستان رازآلود و هیجانانگیزش، واژگان مرتبط با کارآگاهی و سفر را آموزش میدهد و با جملات کوتاه، گرامر ساده را تمرین میکند. هر فصل یک قدم جدید در یادگیری و ماجراجویی ارائه میدهد.
خلاصه داستان Sherlock Holmes and the Duke’s Son
فصل اول کتاب Sherlock Holmes and the Duke’s Son با ورود بازدیدکنندگانی به دیدار شرلوک هولمز در خیابان بیکر آغاز میشود. این بازدیدکنندگان اغلب با مشکلات عجیب و غریب مواجه هستند، اما هیچکس به اندازه دکتر تورنیکرافت هاکستبل هولمز را شگفتزده نمیکند. هاکستبل، مردی بلندقد و خوشپوش، در حالت بیماری وارد میشود و از هولمز میخواهد در مورد ربودن پسر دوک هولدرنس به او کمک کند. هولمز، پس از شنیدن اهمیت موضوع، تصمیم میگیرد به شمال انگلستان سفر کند. این فصل با شروع داستان هاکستبل پایان مییابد و خواننده را برای ماجرای بعدی کنجکاو میسازد.
فصل دوم: Dr Huxtable’s Story
فایل صوتی:
متن اصلی
Dr Huxtable’s Story
‘My school – the Priory School near Mackleton – is the best school for young boys in England,’ began Dr Huxtable.
‘We have the sons of Lord Soames, Lord Lever, and of many other important people. Three weeks ago Mr James Wilder, the Duke of Holdernesse’s secretary, came to see me. The Duke, he said, wanted to send his son, the ten-year-old Lord Saltire, to my school.
‘On the 1st of May young Lord Saltire arrived. He’s a nice boy, and he soon began to like school life and to make friends. His life at home, you see, was not very happy – we all know about the Duke and his wife. The Duchess, of course, now lives in the south of France. She left the Duke about three months ago, I think. But the boy loved his mother, and was very unhappy when she left. Because of this, the Duke sent him to my school. And after two weeks with us, he was much happier.
‘Then, on the night of the 13th of May, he disappeared. The way to his bedroom is through another, larger room. Two older boys sleep there. One of them never sleeps very well, and he heard and saw nothing that night. So young Arthur did not go out through that room. His window was open, and there is ivy all up the wall of the house. It is easy to get out of the window and down the ivy to the ground. So we think that he went out that way.’
ترجمه
داستان دکتر هاکستبل
«مدرسه من – مدرسه پریوری نزدیک مکلتون – بهترین مدرسه برای پسران جوان در انگلستان است»، دکتر هاکستبل آغاز کرد.
«ما پسران لرد سومز، لرد لور و بسیاری از افراد مهم دیگر را داریم. سه هفته پیش آقای جیمز وایلدر، منشی دوک هولدرنس، برای دیدار من آمد. دوک، به گفته او، میخواست پسرش، لرد سالتایر دهساله، را به مدرسه من بفرستد.
در اول ماه مه، لرد سالتایر جوان وارد شد. او پسری خوب است و به زودی زندگی مدرسهای را دوست داشت و دوستانی پیدا کرد. زندگی او در خانه، میدانید، چندان شاد نبود – همه درباره دوک و همسرش میدانند. دوشس، البته، اکنون در جنوب فرانسه زندگی میکند. او حدود سه ماه پیش دوک را ترک کرد، فکر میکنم. اما پسر مادرش را دوست داشت و وقتی او رفت، بسیار ناراحت بود. به همین دلیل، دوک او را به مدرسه من فرستاد. و پس از دو هفته با ما، او بسیار شادتر بود.
سپس، در شب سیزدهم ماه مه، او ناپدید شد. راه اتاق خواب او از میان یک اتاق بزرگتر دیگر است. دو پسر بزرگتر آنجا میخوابند. یکی از آنها هیچگاه خوب نمیخوابد، و او در آن شب چیزی نشنید و ندید. بنابراین آرتور جوان از آن اتاق خارج نشده است. پنجرهاش باز بود و پیچک تا بالای دیوار خانه بالا رفته است. خارج شدن از پنجره و پایین آمدن از پیچک به زمین آسان است. پس ما فکر میکنیم او از آن راه بیرون رفته است.»
تحلیل
واژگان: متن از واژگان سادهای مانند “disappeared” (ناپدید شد)، “unhappy” (ناراحت)، “ivy” (پیچک) و “friends” (دوستان) استفاده کرده است که برای زبانآموزان سطح ابتدایی قابلفهم و کاربردی است.
گرامر: ساختار غالب، زمان گذشته ساده است (مانند “arrived“، “left“) و از جملات منفی ساده مانند “did not go” (خارج نشد) بهره گرفته شده که برای آموزش پایه گرامری مناسب است.
داستان: این بخش با معرفی مدرسه دکتر هاکستبل و ورود لرد سالتایر آغاز میشود. زندگی ناآرام او در خانه و شادیاش در مدرسه، زمینهای برای ناپدید شدن او در شب سیزدهم ماه مه فراهم میکند. احتمال خروج از پنجره با استفاده از پیچک، رازآلودگی را افزایش میدهد.
نکات آموزشی
واژگان: کلماتی مانند “school” (مدرسه) و “disappeared” (ناپدید شد) به گسترش دایره لغات کمک میکنند.
گرامر: استفاده از زمان گذشته ساده و جملات توصیفی، تمرین مفیدی برای تسلط بر ساختارهای اولیه ارائه میدهد.
مهارت خواندن: توصیف موقعیت ناپدید شدن و جزئیات اتاق، درک مطلب را تقویت کرده و کنجکاوی برای ادامه داستان را برمیانگیزد.
متن اصلی
‘He was in his usual school things, we think – a short black coat and dark blue trousers. We looked all through his room very carefully, but we found nothing strange, nothing unusual.
‘When I learnt the news at seven o’clock on Tuesday morning, I called everybody into the big schoolroom. Then we learnt more bad news – Heidegger, the German teacher, was missing too. His room is not far from Arthur’s room. Heidegger went down the ivy – we know this because we found his footprints on the ground under the window. We know, too, that he was only in his coat, trousers, and shoes, because we found his shirt and his socks on the floor of his room.’
ترجمه
«ما فکر میکنیم او لباس معمولی مدرسهاش را پوشیده بود – یک کت کوتاه سیاه و شلوار آبی تیره. ما تمام اتاقش را با دقت نگاه کردیم، اما چیز عجیب یا غیرمعمولی پیدا نکردیم.
«وقتی من صبح سهشنبه ساعت هفت خبر را شنیدم، همه را به سالن بزرگ مدرسه فراخواندم. سپس خبر بد دیگری شنیدیم – هایدگر، معلم آلمانی، هم غایب بود. اتاق او از اتاق آرتور دور نیست. هایدگر از پیچک پایین رفت – ما این را میدانیم زیرا جای پای او را زیر پنجره روی زمین پیدا کردیم. همچنین میدانیم که او فقط کت، شلوار و کفش پوشیده بود، زیرا پیراهن و جورابش را روی کف اتاقش پیدا کردیم.»
تحلیل
واژگان: متن از واژگان سادهای مانند “missing” (غایب)، “footprints” (جای پا)، “carefully” (با دقت) و “shoes” (کفش) استفاده کرده است که برای زبانآموزان سطح ابتدایی قابلفهم و کاربردی است.
گرامر: ساختار غالب، زمان گذشته ساده است (مانند “went“، “found“) و از جملات توصیفی کوتاه مانند “He was only in his coat” (او فقط کت پوشیده بود) بهره گرفته شده که برای آموزش پایه گرامری مناسب است.
داستان: این بخش با تأکید بر نحوه خروج احتمالی آرتور از پنجره و کشف ناپدید شدن هایدگر، معلم آلمانی، ادامه مییابد. یافتن جای پای هایدگر و لباسهای باقیمانده، رازآلودگی را افزایش داده و خواننده را برای پیگیری بیشتر ترغیب میکند.
نکات آموزشی
واژگان: کلماتی مانند “ivy” (پیچک) و “missing” (غایب) به گسترش دایره لغات کمک میکنند.
گرامر: استفاده از زمان گذشته ساده و توصیفات جزئی، تمرین مفیدی برای تسلط بر ساختارهای اولیه ارائه میدهد.
مهارت خواندن: توصیف جزئیات ناپدید شدن و سرنخها، درک مطلب را تقویت کرده و کنجکاوی برای ادامه داستان را برمیانگیزد.
متن اصلی
And he took his bicycle with him. ‘Heidegger came to the school a year ago. He’s a good teacher, but the boys don’t like him because he isn’t very friendly.
‘So, Mr Holmes, we have two missing people. It’s now Thursday, and there’s still no news of them.’
Holmes took out a little notebook, and began to write things down.
‘The boy didn’t go home, of course,’ he said.
‘No, no. We asked at Holdernesse Hall at once,’ said Dr Huxtable. ‘The Duke is very afraid for his son – and I am very unhappy man in England. Mr Holmes, you are a famous detective – please help me!’
ترجمه
و او دوچرخهاش را با خود برده بود. «هایدگر یک سال پیش به مدرسه آمد. او معلم خوبی است، اما پسرها او را دوست ندارند زیرا خیلی مهربان نیست.
«پس، آقای هولمز، ما دو نفر گمشده داریم. اکنون پنجشنبه است و هنوز هیچ خبری از آنها نیست.»
هولمز یک دفترچه کوچک بیرون آورد و شروع به نوشتن چیزهایی کرد.
«پسر البته به خانه نرفته است»، او گفت.
«نه، نه. ما فوراً در هولدرنس هال پرسوجو کردیم»، دکتر هاکستبل گفت. «دوک بسیار نگران پسرش است – و من ناراحتترین مرد در انگلستان هستم. آقای هولمز، شما کارآگاهی مشهور هستید – لطفاً به من کمک کنید!»
تحلیل
واژگان: متن از واژگان سادهای مانند “missing” (گمشده)، “afraid” (نگران)، “famous” (مشهور) و “help” (کمک) استفاده کرده است که برای زبانآموزان سطح ابتدایی قابلفهم و کاربردی است.
گرامر: ساختار غالب، زمان گذشته ساده است (مانند “took“، “said“) و از جملات منفی ساده مانند “didn’t go” (نرفته است) بهره گرفته شده که برای آموزش پایه گرامری مناسب است.
داستان: این بخش با تأیید ناپدید شدن هایدگر و جزئیات لباسهای او ادامه مییابد. معرفی شخصیت او به عنوان معلم غیرمهربان و درخواست کمک دکتر هاکستبل از هولمز، داستان را به سوی تحقیقات هدایت میکند. نگرانی دوک و استیصال هاکستبل، تعلیق را افزایش میدهد.
نکات آموزشی
واژگان: کلماتی مانند “detective” (کارآگاه) و “unhappy” (ناراحت) به گسترش دایره لغات کمک میکنند.
گرامر: استفاده از زمان گذشته ساده و جملات کوتاه، تمرین مفیدی برای تسلط بر ساختارهای اولیه ارائه میدهد.
مهارت خواندن: توصیف وضعیت هایدگر و درخواست کمک، درک مطلب را تقویت کرده و خواننده را به دنبال سرنخها ترغیب مینماید.
متن اصلی
‘You make things very difficult for me,’ Holmes said. ‘How can I find marks in the ivy or on the ground after three days? Why didn’t you come to me at once?’
‘Because of the Duke,’ Dr Huxtable said. ‘He doesn’t like people talking about his unhappy family life.’
‘And what are the police doing?’
‘Well, they heard about a boy and a young man at the station early on Tuesday. They looked for them, and last night they found them in Liverpool – but it was a man and his son going to visit a friend. We lost three days because of that. And last night I couldn’t sleep, so I took the first train down to London this morning.’
‘Well, Dr Huxtable, some more questions,’ said Holmes. ‘Did the boy take German lessons?’
‘No.’
‘So he didn’t know the German teacher well, then.’
‘He probably never spoke to him,’ said Dr Huxtable.
‘Mmm,’ said Holmes. ‘Does the boy have a bicycle?’
‘No.’
‘Was any other bicycle missing?’
‘No.’
‘So. Did the German teacher ride away on his bicycle in the night, with the boy on his back? I don’t think so. But what happened to the bicycle? Now, what about visitors? Did the boy have any visitors the day before?’
‘No.’
ترجمه
«شما کار را برای من بسیار سخت میکنید»، هولمز گفت. «چگونه میتوانم پس از سه روز اثری در پیچک یا روی زمین پیدا کنم؟ چرا فوراً به من مراجعه نکردید؟»
«به خاطر دوک»، دکتر هاکستبل گفت. «او دوست ندارد مردم درباره زندگی خانوادگی ناراحتش صحبت کنند.»
«و پلیس چه میکند؟»
«خب، آنها شنیدند که یک پسر و یک مرد جوان صبح زود سهشنبه در ایستگاه بودند. آنها به دنبالشان گشتند و دیشب آنها را در لیورپول پیدا کردند – اما یک مرد و پسرش بودند که برای دیدار دوستی میرفتند. ما سه روز را به خاطر این از دست دادیم. و دیشب نتوانستم بخوابم، پس با اولین قطار صبح امروز به لندن آمدم.»
«خب، دکتر هاکستبل، چند سؤالم بیشتر»، هولمز گفت. «آیا پسر درس آلمانی میخواند؟»
«نه.»
«پس معلم آلمانی را خوب نمیشناخت.»
«احتمالاً هیچگاه با او صحبت نکرده بود»، دکتر هاکستبل گفت.
«همم»، هولمز گفت. «آیا پسر دوچرخهای دارد؟»
«نه.»
«آیا دوچرخه دیگری گم شده بود؟»
«نه.»
«پس. آیا معلم آلمانی در شب با دوچرخهاش فرار کرد، در حالی که پسر را پشتش سوار کرده بود؟ فکر نمیکنم. اما چه بر سر دوچرخه آمد؟ حالا، درباره بازدیدکنندگان چه؟ آیا پسر روز قبل بازدیدکنندهای داشت؟»
«نه.»
تحلیل
واژگان: متن از واژگان سادهای مانند “difficult” (سخت)، “marks” (اثر)، “lost” (از دست دادن) و “visitors” (بازدیدکنندگان) استفاده کرده است که برای زبانآموزان سطح ابتدایی قابلفهم و کاربردی است.
گرامر: ساختار غالب، زمان گذشته ساده است (مانند “said“، “found“) و از جملات منفی ساده مانند “didn’t come” (مراجعه نکرد) و “didn’t know” (نمیدانست) بهره گرفته شده که برای آموزش پایه گرامری مناسب است.
داستان: این بخش با ابراز ناراحتی هولمز از تأخیر در اطلاعرسانی و توضیح دلایل دوک ادامه مییابد. گزارش فعالیت پلیس و سؤالات هولمز درباره درس آلمانی، دوچرخه و بازدیدکنندگان، داستان را به سوی تحقیقات دقیقتر هدایت میکند و رازآلودگی را حفظ میکند.
نکات آموزشی
واژگان: کلماتی مانند “detective” (کارآگاه) و “bicycle” (دوچرخه) به گسترش دایره لغات کمک میکنند.
گرامر: استفاده از زمان گذشته ساده و سؤالات منفی، تمرین مفیدی برای تسلط بر ساختارهای اولیه ارائه میدهد.
مهارت خواندن: سؤالات هولمز و پاسخهای هاکستبل، درک مطلب را تقویت کرده و خواننده را به تحلیل سرنخها ترغیب مینماید.
متن اصلی
‘Did he get any letters?’
‘Yes, one letter. From his father.’
‘Do you open the boys’ letters, Dr Huxtable?’
‘No.’
‘Then how do you know that the letter was from the father?’
‘I know the Duke’s handwriting. And he says that he wrote a letter to his son.’
ترجمه
«آیا او نامهای دریافت کرد؟»
«بله، یک نامه. از پدرش.»
«آیا شما نامههای پسرها را باز میکنید، دکتر هاکستبل؟»
«نه.»
«پس چگونه میدانید که نامه از پدرش بود؟»
«من خط دوک را میشناسم. و او میگوید که برای پسرش نامهای نوشته است.»
تحلیل
واژگان: متن از واژگان سادهای مانند “letter” (نامه)، “father” (پدر)، “Ascertain” (تعیین کردن)، “handwriting” (دستخط) و “wrote” (نوشت) استفاده کرده است که برای زبانآموزان سطح ابتدایی قابلفهم و کاربردی است.
گرامر: ساختار غالب، زمان گذشته ساده است (مانند “wrote“، “says“) و از جملات سؤالی ساده مانند “Did he get any letters?” (آیا او نامهای دریافت کرد؟) بهره گرفته شده که برای آموزش پایه گرامری مناسب است.
داستان: این بخش با پرسوجوی هولمز درباره نامههای آرتور ادامه مییابد. مشخص میشود که آرتور یک نامه از پدرش دریافت کرده است، اما هاکستبل آن را باز نکرده و فقط به دلیل شناختن دستخط دوک از منشأ آن مطمئن است. این جزئیات، سرنخی برای تحقیقات هولمز فراهم میکند و داستان را پیش میبرد.
نکات آموزشی
واژگان: کلماتی مانند “letter” (نامه) و “handwriting” (دستخط) به گسترش دایره لغات کمک میکنند.
گرامر: استفاده از زمان گذشته ساده و سؤالات ساده، تمرین مفیدی برای تسلط بر ساختارهای اولیه ارائه میدهد.
مهارت خواندن: سؤالات هولمز و پاسخهای هاکستبل، درک مطلب را تقویت کرده و خواننده را به تحلیل سرنخهای داستان ترغیب مینماید.
متن اصلی
‘Did the boy get any letters from France?’
‘No, I never saw any.’
‘Do you understand me, Dr Huxtable?’ Holmes said. ‘Did someone take the boy away, or did the boy go freely? – because he had a letter from France perhaps.’
‘I don’t know,’ said Dr Huxtable. ‘He only had letters from his father, I think.’
‘Were father and son very friendly?’
‘The Duke is not … er … not a very friendly man, Mr Holmes. He’s not a bad father, but he is a Government Minister and has a lot of things to do.’
‘So the boy felt more friendly to his mother?’
‘Yes.’
‘Did he say that?’
‘No.’
‘Did the Duke tell you, then?’
‘Oh Weapons! The Duke never talks about things like that.’
‘So how do you know?’
‘Mr James Wilder, the Duke’s secretary, told me.’
‘I see,’ said Holmes. ‘That last letter of the Duke’s – where is it now?’
‘The boy took it with him,’ Dr Huxtable said. ‘It’s not in his room. Mr Holmes – our train leaves in half an hour.’
‘Right,’ said Holmes. He looked at me. ‘Watson, let’s get ready and go off to the north with Dr Huxtable. Perhaps we can find some answers to this mystery.’
ترجمه
«آیا پسر نامهای از فرانسه دریافت کرده بود؟»
«نه، من هیچگاه ندیدم.»
«آیا متوجه حرف من میشوید، دکتر هاکستبل؟» هولمز گفت. «آیا کسی پسر را برد، یا پسر خودش به میل خود رفت؟ – شاید به خاطر نامهای از فرانسه.»
«نمیدانم»، دکتر هاکستبل گفت. «فکر میکنم او فقط از پدرش نامه داشت.»
«آیا پدر و پسر خیلی صمیمی بودند؟»
«دوک … اِ … مرد خیلی صمیمیای نیست، آقای هولمز. او پدر بدی نیست، اما او وزیر دولت است و کارهای زیادی برای انجام دادن دارد.»
«پس پسر با مادرش صمیمیتر بود؟»
«بله.»
«آیا او این را گفت؟»
«نه.»
«آیا دوک به شما گفت؟»
«اوه نه! دوک هیچگاه درباره چنین چیزهایی صحبت نمیکند.»
«پس شما چگونه میدانید؟»
«آقای جیمز وایلدر، منشی دوک، به من گفت.»
«میفهمم»، هولمز گفت. «آن نامه آخر دوک – اکنون کجاست؟»
«پسر آن را با خودش برد»، دکتر هاکستبل گفت. «در اتاقش نیست. آقای هولمز – قطار ما نیم ساعت دیگر حرکت میکند.»
«بسیار خوب»، هولمز گفت. او به من نگاه کرد. «واتسون، بیایید آماده شویم و با دکتر هاکستبل به شمال برویم. شاید بتوانیم پاسخی برای این معما پیدا کنیم.»
تحلیل
واژگان: متن از واژگان سادهای مانند “friendly” (صمیمی)، “minister” (وزیر)، “letters” (نامهها) و “mystery” (معما) استفاده کرده است که برای زبانآموزان سطح ابتدایی قابلفهم و کاربردی است.
گرامر: ساختار غالب، زمان گذشته ساده است (مانند “said“، “told“) و از جملات سؤالی ساده مانند “Did he say that?” (آیا او این را گفت؟) بهره گرفته شده که برای آموزش پایه گرامری مناسب است.
داستان: این بخش با سؤالات هولمز درباره رابطه آرتور با والدینش و نامههای احتمالی از فرانسه ادامه مییابد. مشخص میشود که آرتور با مادرش صمیمیتر بوده و نامهای که از پدرش دریافت کرده بود را با خود برده است. تصمیم هولمز برای سفر به شمال، داستان را به مرحله تحقیقات میدانی هدایت میکند.
نکات آموزشی
واژگان: کلماتی مانند “friendly” (صمیمی) و “mystery” (معما) به گسترش دایره لغات کمک میکنند.
گرامر: استفاده از زمان گذشته ساده و سؤالات منفی، تمرین مفیدی برای تسلط بر ساختارهای اولیه ارائه میدهد.
مهارت خواندن: سؤالات هولمز و اطلاعات درباره روابط خانوادگی، درک مطلب را تقویت کرده و خواننده را به پیشبینی ادامه داستان ترغیب مینماید.
حرف آخر
در فصل دوم Sherlock Holmes and the Duke’s Son، با جزئیات بیشتری از معمای ناپدید شدن لرد سالتایر و معلم آلمانی، هایدگر، آشنا شدیم. دکتر هاکستبل داستان را با شرح زندگی خانوادگی ناآرام پسر و فرار احتمالی او از پنجره بازگو میکند، در حالی که هولمز با سؤالات دقیق خود سرنخها را بررسی مینماید. این فصل با تصمیم هولمز و واتسون برای سفر به شمال، هیجان را به اوج میرساند. با خواندن این صفحات، واژگان سادهای مانند “missing” و “mystery” را فرا میگیرید و مشتاق میشوید تا پرده از این راز بردارید. صفحات بعدی را از دست ندهید!














