چرا یادگیری انگلیسی را نیمه‌کاره رها می‌کنیم؟ + راهکار ادامه دادن

پخش از رسانه:
آپارات
آپارات
یوتیوب

یک دوره جدید زبان انگلیسی شروع می‌کنیم، چند روز با انگیزه جلو می‌رویم، تمرین‌ها را انجام می‌دهیم و حتی برای خودمان برنامه می‌نویسیم. اما بعد از مدتی تمرین‌ها عقب می‌افتند و یک روز می‌بینیم مدت‌هاست سراغ دوره یا کتابمان نرفته‌ایم.

کمی بعد یک روش جدید، اپلیکیشن جدید یا مدرس دیگری پیدا می‌کنیم و دوباره با خودمان می‌گوییم: «این بار دیگه جدی ادامه می‌دم.»

اگر این اتفاق بارها در مسیر یادگیری انگلیسی برایتان افتاده، شاید مسئله فقط کمبود انگیزه یا اراده نباشد. برای ایجاد استمرار در یادگیری انگلیسی باید اول بفهمیم چرا شروع کردن معمولاً آسان است اما ادامه دادن سخت‌تر می‌شود.

فهرست مطالب

چرا یادگیری انگلیسی را شروع می‌کنیم اما ادامه نمی‌دهیم؟

شروع کردن معمولاً با تازگی، هیجان و حس پیشرفت همراه است.

روزهای اول یک دوره زبان معمولاً جذاب‌اند. یک دفتر جدید دارید، چند عبارت تازه یاد گرفته‌اید، ویدئوهای آموزشی جدید می‌بینید و شاید حتی برای خودتان برنامه نوشته‌اید که هر روز نیم ساعت انگلیسی تمرین کنید.

اما چند هفته بعد، دیگر همه‌چیز تازه نیست.

حالا باید چیزهایی را که قبلاً خوانده‌اید مرور کنید. باید یک فایل Listening را دوباره گوش دهید، چند بار جمله بسازید، کلمات قبلی را بازیابی کنید و هنگام Speaking با مکث و اشتباه روبه‌رو شوید.

این قسمت شاید هیجان روزهای اول را نداشته باشد؛ اما بخش مهمی از یادگیری واقعی دقیقاً همین‌جاست.

تقریباً هر مسیر جدی یادگیری، مرحله‌ای دارد که دیگر هیجان شروع را ندارد.
کم شدن هیجان لزوماً به معنی اشتباه بودن مسیر نیست.

چرا روش‌های جدید یادگیری زبان همیشه جذاب‌تر به نظر می‌رسند؟

فرض کنید چند هفته است با یک دوره انگلیسی جلو می‌روید. یک روز در اینستاگرام یا یوتیوب با ویدیویی مواجه می‌شوید که می‌گوید:

Learn English faster with this method!

یک لحظه با خودتان فکر می‌کنید: «شاید مشکل من همین بوده. شاید این روش خیلی بهتره.»

دوره قبلی را کنار می‌گذارید و سراغ روش جدید می‌روید. چند هفته بعد یک مدرس دیگر، اپلیکیشن دیگر یا روش جذاب‌تری پیدا می‌کنید و دوباره همان اتفاق تکرار می‌شود.

چیزهای جدید فقط به دلیل تازه بودن می‌توانند جذاب‌تر به نظر برسند. برای این گرایش گاهی از اصطلاح Shiny Object Syndrome استفاده می‌شود؛ یعنی مدام جذب روش یا ابزار جدید شویم و چیزی را که در حال انجامش هستیم زود کنار بگذاریم.

علاقه به روش‌های جدید بد نیست. مشکل زمانی شروع می‌شود که هر بار سخت شدن مسیر را با بد بودن روش اشتباه بگیریم.

قبل از تغییر روش یادگیری انگلیسی این سؤال را بپرسید

Am I bored, or is this really not working for me?

فقط حوصله‌ام سر رفته یا واقعاً این روش برای من مناسب نیست؟

همین سؤال ساده می‌تواند جلوی بسیاری از شروع‌های دوباره و رها کردن‌های زودهنگام را بگیرد.

آیا باید هر دوره زبان انگلیسی را که شروع کرده‌ایم تمام کنیم؟

نه لزوماً.

گاهی مشکل دقیقاً برعکس است. یک دوره، کتاب یا روش دیگر برای ما مناسب نیست، اما همچنان ادامه‌اش می‌دهیم.

چرا؟ چون با خودمان می‌گوییم:

  • سه ماه برایش وقت گذاشته‌ام.
  • پولش را پرداخت کرده‌ام.
  • تا نصف کتاب را خوانده‌ام.
  • حیف است الان رهایش کنم.

اما زمانی که در گذشته صرف کرده‌ایم دیگر برنمی‌گردد. بنابراین سؤال مهم فقط این نیست که «تا الان چقدر برای این مسیر هزینه کرده‌ام؟»

سؤال مهم‌تر این است:

از اینجا به بعد، ادامه دادن این مسیر هنوز برای من ارزش دارد؟

در تصمیم‌گیری به تأثیر بیش از حد هزینه‌ها و زمان گذشته بر انتخاب فعلی، Sunk Cost Fallacy یا خطای هزینه هدررفته گفته می‌شود.

برای تصمیم‌گیری بهتر از خودتان بپرسید:

If I were starting today, would I still choose this?

اگر امروز برای اولین بار می‌خواستم انتخاب کنم، با اطلاعاتی که الان دارم باز هم همین مسیر را انتخاب می‌کردم؟

اگر جواب بله است، احتمالاً هنوز دلیلی برای ادامه دادن دارید. اگر جواب نه است، فقط به دلیل زمانی که قبلاً صرف کرده‌اید مجبور نیستید همان مسیر را ادامه دهید.

منتظر نباشید اول انگلیسی‌تان خوب شود و بعد Speaking را شروع کنید

یکی از رایج‌ترین دلایل عقب انداختن تمرین مکالمه انگلیسی این است که تصور می‌کنیم هنوز آماده نیستیم.

مثلاً می‌گوییم:

  • اول گرامرم را قوی کنم.
  • اول لغات بیشتری یاد بگیرم.
  • اول Listening من بهتر شود.
  • اول اعتمادبه‌نفسم بیشتر شود.
  • بعداً که آماده شدم Speaking را شروع می‌کنم.

مشکل اینجاست که ممکن است هیچ‌وقت احساس نکنید کاملاً آماده‌اید.

بخشی از چیزی که برای بهتر شدن در Speaking نیاز دارید، دقیقاً از طریق استفاده کردن از زبان ایجاد می‌شود.

قرار نیست اول کاملاً آماده شوید و بعد شروع کنید.
خود تمرین کردن، بخشی از آماده شدن شماست.

البته این موضوع به معنی بی‌اهمیت بودن گرامر و واژگان نیست. گرامر، Vocabulary، Listening و Speaking باید در کنار یکدیگر رشد کنند.

کمال‌گرایی چگونه استمرار در یادگیری انگلیسی را از بین می‌برد؟

گاهی مشکل نه روش یادگیری است و نه کمبود زمان؛ بلکه انتظاری است که از خودمان داریم.

مثلاً چند ماه انگلیسی خوانده‌ایم، اما هنوز هنگام صحبت کردن مکث می‌کنیم. بعد نتیجه می‌گیریم:

«پس من هنوز پیشرفت نکردم.»

در حالی که ممکن است Listening شما بهتر شده باشد، لغات بیشتری بدانید، جمله‌های پیچیده‌تری بسازید یا درباره موضوعاتی صحبت کنید که چند ماه قبل نمی‌توانستید درباره‌شان حرف بزنید.

پیشرفت در زبان انگلیسی معمولاً یک اتفاق ناگهانی نیست. بسیاری از تغییرات به‌تدریج ایجاد می‌شوند و چون هر روز خودمان را می‌بینیم، ممکن است متوجه آنها نشویم.

اگر معیار شما این باشد که «یا باید عالی باشم یا هیچ پیشرفتی نکرده‌ام»، احتمال ناامید شدن و رها کردن مسیر بیشتر می‌شود.

منابع زیاد همیشه باعث یادگیری بهتر زبان نمی‌شوند

یک روز معمولی را تصور کنید.

بیست دقیقه یک دوره می‌بینید. بعد سراغ اپلیکیشن لغت می‌روید. سپس یک ویدئوی گرامر باز می‌کنید. بعد یک پادکست گوش می‌دهید و چند دقیقه بعد هم محتوای آموزشی دیگری را در اینستاگرام ذخیره می‌کنید.

آخر شب شاید احساس کنید:

«امروز خیلی انگلیسی کار کردم.»

ممکن است واقعاً زمان زیادی هم صرف کرده باشید. اما سؤال مهم این است:

چقدر از این زمان را با تمرکز کافی روی یک فعالیت مشخص گذراندید؟

هر بار که از یک فعالیت به فعالیت دیگری می‌رویم، ذهن باید دوباره توجهش را تنظیم کند. به هزینه ذهنی این جابه‌جایی مداوم Switching Cost گفته می‌شود.

این به معنی بد بودن تنوع نیست. تنوع مناسب می‌تواند یادگیری زبان را جذاب‌تر کند. مشکل زمانی است که دائماً مسیر، منبع و روش را تغییر می‌دهیم و هیچ‌کدام را به اندازه کافی ادامه نمی‌دهیم.

برای یادگیری انگلیسی چند منبع کافی است؟

در بسیاری از مواقع بهتر است یک مسیر اصلی یادگیری داشته باشید و چند فعالیت مکمل را کنار آن قرار دهید.

برای مثال، اگر در سطح مقدماتی هستید و به‌جای استفاده از چند منبع پراکنده ترجیح می‌دهید یک مسیر مشخص و مرحله‌به‌مرحله داشته باشید، دوره انگلیش مستری مقدماتی با همین هدف طراحی شده است؛ یعنی آموزش اصلی، تمرین، Listening، Speaking و مرور مطالب در یک مسیر مشخص کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

برای مثال، اگر یک دوره آموزشی اصلی دارید، می‌توانید در کنار آن:

  • یک پادکست متناسب با سطح خودتان گوش دهید.
  • برای Speaking تمرین صوتی یا مکالمه داشته باشید.
  • لغات و عبارت‌های همان درس‌ها را مرور کنید.
  • به‌صورت منظم Listening و Pronunciation تمرین کنید.

به این شکل منابع مختلف به جای رقابت با یکدیگر، یک مسیر مشخص را تقویت می‌کنند.

از کجا بفهمیم باید ادامه بدهیم یا مسیر یادگیری را تغییر دهیم؟

راه‌حل این نیست که بگوییم: «هر چیزی را که شروع کردی، به هر قیمتی تمام کن.»

بعضی دوره‌ها، کتاب‌ها و روش‌ها واقعاً ارزش ادامه دادن ندارند. مسئله این است که بفهمیم آگاهانه مسیرمان را تغییر می‌دهیم یا فقط به دلیل سخت شدن کار از آن فرار می‌کنیم.

قبل از کنار گذاشتن یک دوره، کتاب یا روش یادگیری انگلیسی، این سه سؤال را از خودتان بپرسید:

۱. فقط خسته یا بی‌حوصله شده‌ام؟

اگر فقط هیجان اولیه از بین رفته است، شاید هنوز زمان تغییر مسیر نرسیده باشد.

۲. این مسیر هنوز به هدف من کمک می‌کند؟

اگر روش فعلی هنوز شما را به هدفتان نزدیک می‌کند، فقط به دلیل سخت شدن مسیر آن را عوض نکنید.

۳. اگر امروز از صفر شروع می‌کردم، باز هم همین را انتخاب می‌کردم؟

اگر جواب این سؤال منفی است، شاید تغییر مسیر تصمیم منطقی‌تری باشد.

یک تمرین ساده برای ایجاد استمرار در یادگیری انگلیسی

سه چیزی را که برای یادگیری انگلیسی شروع کرده‌اید اما نیمه‌کاره رها کرده‌اید بنویسید.

مثلاً:

  • یک دوره زبان
  • یک کتاب
  • یک پادکست
  • یک اپلیکیشن
  • یک برنامه Speaking

حالا جلوی هرکدام یکی از این سه تصمیم را بنویسید:

KEEP
هنوز برای من مناسب است و ادامه‌اش می‌دهم.
FINISH
ارزش تمام کردن دارد و تصمیم دارم آن را به پایان برسانم.
DROP
دیگر با هدف من هماهنگ نیست و آگاهانه کنار می‌گذارمش.

هدف این تمرین این نیست که هر چیزی را فقط به دلیل هیجان شروع کنیم یا صرفاً به دلیل عذاب وجدان ادامه بدهیم.

هدف این است که آگاهانه انتخاب کنیم.

رها کردن یادگیری همیشه به معنی شکست نیست!

رها کردن یک روش یا منبع همیشه شکست نیست.

اگر بعد از مدتی متوجه شدید یک دوره با سطح شما هماهنگ نیست، یک روش با هدفتان تناسب ندارد یا حتی هدف شما تغییر کرده است، عوض کردن مسیر می‌تواند منطقی باشد.

مشکل زمانی ایجاد می‌شود که هر بار کمی خسته می‌شویم، مسیر فعلی را کنار می‌گذاریم و فوراً سراغ چیز جدیدی می‌رویم.

بین این دو جمله تفاوت مهمی وجود دارد:

«حوصله‌ام سر رفت؛ برم سراغ یه چیز جدید.»

با

«این مسیر دیگر با هدف من هماهنگ نیست و آگاهانه تغییرش می‌دهم.»

شاید مشکل شما شروع کردن نیست؛ ادامه دادن است!

اگر چند بار یادگیری انگلیسی را شروع کرده‌اید و بعد از مدتی آن را نیمه‌کاره رها کرده‌اید، شاید لازم نباشد دوباره یک روش کاملاً جدید پیدا کنید.

قبل از شروع دوباره، بررسی کنید چرا مسیر قبلی را ادامه ندادید.

  • شاید خیلی زود از قسمت سخت مسیر عبور نکردید.
  • شاید منابع زیادی را هم‌زمان استفاده کردید.
  • شاید منتظر بودید اول کاملاً آماده شوید.
  • شاید هدفتان از ابتدا مشخص نبوده است.
  • یا شاید واقعاً مسیری که انتخاب کرده بودید مناسب سطح و هدف شما نبوده است.

هرکدام از این مشکلات راه‌حل متفاوتی دارد.

اگر مطمئن نیستید مسیر آموزشی فعلی با سطح زبان شما هماهنگ است، می‌توانید ابتدا تعیین سطح زبان انگلیسی انجام دهید و بعد بر اساس سطح واقعی خودتان درباره ادامه مسیر تصمیم بگیرید.

دفعه بعد که خواستید یک روش جدید شروع کنید…

قبل از خریدن یک دوره جدید، نصب یک اپلیکیشن دیگر یا ساختن یک برنامه تازه برای یادگیری زبان، چند لحظه مکث کنید.

از خودتان بپرسید:

من واقعاً به یک روش جدید نیاز دارم یا فقط باید مسیر درست فعلی را کمی بیشتر ادامه بدهم؟

گاهی واقعاً تغییر لازم است.

اما گاهی تنها کاری که باید انجام دهیم عبور کردن از قسمت میانی مسیر است؛ همان بخشی که دیگر خبری از هیجان روز اول نیست، اما یادگیری واقعی کم‌کم در حال اتفاق افتادن است.

پیشرفت همیشه از شروع کردن یک چیز جدید نمی‌آید؛ گاهی از ادامه دادن یک مسیر درست می‌آید.

سؤالات متداول درباره استمرار در یادگیری انگلیسی

چرا هر بار یک روش جدید برای یادگیری انگلیسی پیدا می‌کنم؟

روش‌های جدید به دلیل تازگی می‌توانند جذاب‌تر به نظر برسند. اما جذاب‌تر بودن یک روش لزوماً به معنی مؤثرتر بودن آن نیست. قبل از تغییر مسیر بررسی کنید آیا روش فعلی واقعاً مناسب شما نیست یا فقط هیجان اولیه آن از بین رفته است.

آیا باید هر دوره زبان انگلیسی را که شروع کرده‌ام تمام کنم؟

نه. اگر بعد از بررسی متوجه شدید دوره یا روش فعلی با سطح، هدف یا نیاز شما هماهنگ نیست، تغییر مسیر می‌تواند منطقی باشد. اما صرفاً خسته شدن یا از بین رفتن هیجان اولیه به‌تنهایی دلیل کافی برای کنار گذاشتن یک مسیر نیست.

چرا با وجود منابع زیاد زبان انگلیسی پیشرفت زیادی نمی‌کنم؟

یکی از دلایل می‌تواند جابه‌جایی مداوم بین منابع مختلف باشد. منابع بیشتر همیشه به معنی تمرین عمیق‌تر نیستند. داشتن یک مسیر اصلی و چند منبع مکمل معمولاً یادگیری را منظم‌تر و قابل مدیریت‌تر می‌کند.

آیا برای شروع Speaking باید اول گرامر و لغاتم خیلی خوب شود؟

خیر. گرامر و واژگان مهم‌اند، اما نباید منتظر بمانید تا زبانتان «کامل» شود. استفاده واقعی از زبان و تمرین Speaking خود بخشی از فرایند تقویت گرامر، واژگان و روان صحبت کردن است.

چطور در یادگیری انگلیسی استمرار داشته باشیم؟

یک مسیر اصلی مشخص انتخاب کنید، تعداد منابع را محدود نگه دارید، برای تمرین برنامه‌ای واقع‌بینانه داشته باشید و پیشرفت خود را در بازه‌های چند هفته‌ای بررسی کنید. مهم‌تر از همه، هر بار که انگیزه کم شد فوراً روش خود را عوض نکنید.

از کجا بفهمم یک روش یادگیری انگلیسی برای من مناسب نیست؟

به هدف، سطح، میزان پیشرفت و امکان ادامه دادن آن روش نگاه کنید. اگر با وجود زمان کافی، روش موردنظر با هدف یا سطح شما هماهنگ نیست، تغییر آن می‌تواند منطقی باشد. اما اگر تنها مشکل، از بین رفتن هیجان روزهای اول است، احتمالاً بهتر است قبل از تغییر کمی بیشتر ادامه دهید.

دیدگاه‌ها ۹
ارسال دیدگاه جدید