تحلیل کتاب داستان انگلیسی Dead man’s island (فصل دوم)

تحلیل کتاب داستان انگلیسی Dead man’s island (فصل دوم)

یادگیری زبان انگلیسی با استفاده از کتاب‌های داستان، یکی از روش‌های جذاب و مؤثر برای تقویت مهارت‌های زبانی است. این روش به یادگیرنده کمک می‌کند تا واژگان و ساختارهای گرامری را در بستر واقعی و کاربردی بیاموزد. علاوه بر این، خواندن داستان‌ها باعث افزایش علاقه و انگیزه در فرآیند یادگیری می‌شود.

مجموعه کتاب‌های Oxford Bookworms  با سطوح مختلف، گزینه‌ای عالی برای تقویت مهارت خواندن زبان انگلیسی است. این کتاب‌ها با داستان‌های جذاب و ساده‌سازی‌شده، به یادگیرندگان کمک می‌کنند زبان را به‌صورت طبیعی‌تر و مؤثرتر بیاموزند.

در این مقاله، یکی از کتاب‌های سطح دوم این مجموعه به نام Dead man’s island را بررسی می‌کنیم. ابتدا خلاصه‌ای کوتاه از داستان ارائه می‌دهیم و سپس با ترجمه و تحلیل فصل‌ها پیش می‌رویم تا ببینیم چگونه این کتاب می‌تواند به یادگیری زبان انگلیسی کمک کند.

بیشتر بخوانید: تحلیل کتاب داستان انگلیسی Dead man’s island (فصل اول)

معرفی کتاب

نام کتاب: Dead Man’s Island
نویسنده: جان اسکات(John Scott)
سطح: ۲ (مناسب برای زبان‌آموزان سطح متوسط در مجموعه Stage 2)

این کتاب، داستانی معمایی و مهیج است که با واژگان ساده و ساختارهای قابل‌درک برای زبان‌آموزان سطح متوسط نوشته شده است. روایت داستان درباره دختری به نام کارول است که به همراه مادرش در جزیره دورافتاده ای در اسکاتلند ساکن می‌شوند و در آن‌جا با آقای راس، رئیس مادر کارول، مرد جوانی با شخصیت مرموز و پر رمز و راز آشنا می‌شوند.
فضای رمزآلود، روایت روان و سبک نگارش ساده، این کتاب را به انتخابی مناسب برای تقویت مهارت خواندن زبان انگلیسی در سطح متوسط تبدیل کرده است. در ادامه، متن کتاب را بخش به بخش بررسی می‌کنیم.

داستان

فصل دوم کتاب Dead Man’s Island   پس از رسیدن به اسکاتلند، کارول و مادرش با گریتا راس، که همراه آنهاست، آغاز می‌شود. وقتی به جزیره می‌رسند، با آقای راس آشنا می‌شوند، مردی که تنها در این جزیره زندگی می‌کند و بیشتر وقتش را با تلفن و کامپیوتر می‌گذراند. آقای راس که ظاهری جوان و اسرارآمیز دارد، از کارول می‌خواهد تا به باغبانی و کمک به کارهای مزرعه بپردازد.

همچنین در این جزیره، کارول با خانواده دانکن، خانه‌دار و باغبان جزیره، آشنا می‌شود و در کنار آن‌ها به کار و یادگیری فعالیت‌های جدید می‌پردازد.

ویژگی های کتاب

کتاب Dead Man’s Island از مجموعه سطح دوم Oxford Bookworms با حدود ۷۰۰ واژه کلیدی نوشته شده و برای زبان‌آموزانی که از سطح مبتدی فراتر رفته‌اند، گزینه‌ای مناسب است. این کتاب با فضای معمایی و کمی دلهره‌آور خود، واژگان مرتبط با احساسات، روابط، و زندگی روزمره را در قالب داستانی جذاب آموزش می‌دهد. ساختار ساده جملات و روایت اول‌شخص، درک مطلب را آسان‌تر می‌کند و به زبان‌آموز کمک می‌کند ارتباط بهتری با شخصیت اصلی برقرار کند. هر فصل به‌تدریج خواننده را وارد دنیایی پر رمز و راز می‌کند که در عین یادگیری، حس کنجکاوی را نیز تقویت می‌کند.

تحلیل فصل دوم: The Island

شخصیت‌ها:

  • کارول ساندرز (Carol Sanders):
    در فصل اول کتاب Dead Man’s Island ، کارول به عنوان شخصیت اصلی داستان معرفی می‌شود. او دختری جوان و حساس است که به‌تازگی مرگ پدرش را تجربه کرده و این حادثه زندگی‌اش را دچار تغییرات عمیقی کرده است. در این فصل، کارول همچنان با عواقب روحی و روانی آن حادثه دست و پنجه نرم می‌کند و با رفتن به جزیره‌ای دورافتاده در اسکاتلند به همراه مادرش، سعی دارد به نوعی از گذشته و دردهایش فاصله بگیرد. کارول از محیط جدید کنجکاو است و با دیدن مناظر زیبا و ناشناخته جزیره، تلاش می‌کند تا حس تنهایی‌اش را کنار بزند، اما در عمق وجودش، نگرانی و سوالات بی‌پاسخ زیادی درباره آینده‌اش و دلایل پنهان زندگی آقای راس، صاحب جزیره، دارد.
  • مادر کارول (Mrs. Sanders):
    مادر کارول در این فصل به عنوان یک زن مصمم و نگران شناخته می‌شود که برای فراهم کردن یک زندگی بهتر برای دخترش تصمیم می‌گیرد از همه‌چیز دست بکشد و به جزیره‌ای دورافتاده برود. او با وجود مشکلات فراوانی که در زندگی‌اش دارد، تصمیمی قاطع می‌گیرد که نشان از امید و آراسوی تغییر دارد. او به خوبی نشان می‌دهد که حتی در مواجهه با چالش‌ها و مشکلات، همیشه به دنبال بهبود وضعیت خانواده‌اش است. در حالی که کارول هنوز با دردهای درونی خود دست و پنجه نرم می‌کند، مادرش در پی فرصتی برای شروعی تازه است.
  • آقای راس (Mr. Ross):
    آقای راس در این فصل به عنوان یک شخصیت مرموز و جدا از مردم معرفی می‌شود. او مردی است که بیشتر وقتش را در جزیره‌اش می‌گذراند و حتی ارتباطات کاری‌اش را از طریق تلفن و کامپیوتر انجام می‌دهد. شخصیت او هنوز به طور کامل به تصویر کشیده نمی‌شود، اما به وضوح حس رمزآلودی به داستان می‌بخشد. آقای راس از کارول می‌خواهد که در مزرعه و باغ جزیره کمک کند و با این کار، او را در دنیای جدیدی وارد می‌کند که پر از سوالات بی‌پاسخ و رازهایی است که به تدریج باید کشف شوند. این مرموز بودن و رفتارهای غیرمعمول او، پرسش‌های زیادی را برای کارول و مخاطب به وجود می‌آورد، از جمله اینکه چرا او خود را از مردم دور نگه داشته و در این جزیره تنها زندگی می‌کند.

تم‌ها

  1. راز و پنهان‌کاری:
    در فصل اول کتاب Dead Man’s Island، داستان با اشاره به زندگی پر از راز کارول آغاز می‌شود. او دختری است که در گذشته دچار اشتباهات و بحران‌های عاطفی زیادی بوده و این تجربیات، به شکلی غیرمستقیم، بخشی از هویت او را شکل داده است. در این فصل، کارول همچنان با بار سنگین گذشته‌اش دست و پنجه نرم می‌کند و احساس می‌کند که دیگر قادر به فرار از آن نیست. این پنهان‌کاری و فضاهای مبهم، به‌ویژه در مواجهه با شخصیت‌هایی مانند آقای راس، که خود نیز معماهایی را به همراه دارد، به شدت حس کنجکاوی و ابهام در خواننده ایجاد می‌کند. سوالاتی همچون «چرا آقای راس از مردم دوری می‌کند؟» یا «چه رازی در زندگی کارول نهفته است؟» در ذهن مخاطب شکل می‌گیرند و او را ترغیب می‌کنند تا بیشتر به کشف حقیقت پرداخته و دنباله داستان را پیگیری کند.
  2. درد و رنج پنهان:
    یکی از تم‌های اصلی این فصل، نمایش بحران‌های درونی و دردهای نهفته کارول است. او نه‌تنها با مرگ پدرش کنار نیامده، بلکه آسیب‌های روحی ناشی از گذشته و تصمیمات اشتباه او، از جمله روی آوردن به مصرف مواد مخدر، همچنان در روح و روان او باقی مانده است. این دردهای پنهان در پس ظاهر آرام و تصمیمات به ظاهر قاطع او نهفته‌اند. کارول به عنوان یک شخصیت آسیب‌دیده، نشان می‌دهد که چطور افراد می‌توانند در کنار تلاش برای حفظ ظاهر، در درون خود با بحران‌های عمیق و سختی‌های روانی روبه‌رو باشند.
  3. تلاش برای رهایی و تغییر:
    در حالی که کارول هنوز در حال دست و پنجه نرم کردن با گذشته خود است، تم دیگری در این فصل ظاهر می‌شود که مربوط به تلاش او برای رهایی و شروعی تازه است. او و مادرش با رفتن به جزیره دورافتاده اسکاتلند، به دنبال فضایی جدید برای شروع زندگی و تغییر وضعیت خود هستند. در این جزیره، جایی که پر از سکوت و دوری از دنیای گذشته است، کارول امیدوار است که بتواند به دور از تمام دردها و اشتباهات گذشته، به نوعی آرامش دست یابد. این تلاش برای رهایی از گذشته و شروع دوباره، به‌ویژه در گفت‌وگوهای مادر و دختر و روابط آن‌ها، پیام امید و تغییر را به خواننده منتقل می‌کند.

بیشتر بخوانید: تحلیل کتاب داستان انگلیسی Dead man’s island (فصل سوم)

 

فایل صوتی:

متن اصلی:

CHAPTER 2

The Island

 We went to Scotland the next day, first by plane, then by train. Greta Ross traveled with us. I looked out of the train window and saw fields and villages and mountains.

 ‘Mum is right, I thought. ‘Scotland is a very beautiful place.’

‘You’re going to be my husband’s secretary; Greta Ross told my mother. ‘He’s a businessman, but he never leaves the island. He does all his work by telephone and letter and computer. He invests money in companies, all over the world.’

 ‘Do many people live on the island?” I asked.

 ‘Not many,’ said Greta Ross. ‘You’ll meet them soon.’

 ‘Greta Ross is young.’ I thought. ‘Is her husband young, too? How can a young man buy an island? Is he very rich?” After the train, we went on Mr. Ross’s boat, which took us out to the island. The boatman was a young man. He had dark hair and was brown from the sun.

 ‘This is Tony,’ said Greta Ross. ‘He works for Mr. Ross.’

ترجمه متن:

فصل دوم

جزیره

روز بعد به اسکاتلند رفتیم، اول با هواپیما، بعد با قطار. گریتا راس با ما سفر کرد. به بیرون پنجره قایق نگاه کردم و مزارع و روستاها و کوه ها را دیدم.

فکر کردم: “حق با مامانه. اسکاتلند جای خیلی قشنگیه.”

گریتا راس به مادرم گفت: “قراره منشی شوهرم بشی. اون یه تاجره، ولی هیچوقت پاشو از جزیره بیرون نمی‌ذاره. همه کاراشو با تلفن و نامه و کامپیوتر انجام می‌ده. روی شرکت های سراسر جهان، پول سرمایه گذاری می‌کنه.”

پرسیدم: “افراد زیادی توی جزیره زندگی می‌کنن؟”

گریتا راس گفت: “نه زیاد. بزودی باهاشون ملاقات می‌کنی.”

فکر کردم: “گریتا راس جوونه، شوهرش هم جوونه؟ چجوری یه مرد جوون یه جزیره خریده؟ خیلی پولداره؟”

بعد از قطار، سوار قایق آقای راس شدیم، که ما را به جزیره برد. قایق‌ران مرد جوانی بود. موهای تیره ای داشت و پوستش از آفتاب برنزه شده بود.

گریتا راس گفت: “اینشون تونین، برای آقای راس کار می‌کنن.”

واژگان:

  • Field(مزرعه)
  • Village(روستا)
  • Letter(نامه)
  • Invest (سرمایه گذاری)

اصطلاحات و افعال چند کلمه ای:

  • Look out (بیرون را نگاه کردن)
  • Go on (در این‌جا به معنی سوار قطار شدن)

 

متن اصلی:

‘Hi,’ said Tony. Soon we were near the island. I could see the beaches and the cliffs. The boat slowed down.

 “There are dangerous rocks around the island,’ explained Tony. ‘A lot of them are under the water and you can’t see them. I have to be careful. But the rocks keep other boats away, and that pleases Mr. Ross.’

 ‘Why?’ I asked. Tony looked at Greta Ross but she wasn’t listening.

 ‘Mr. Ross doesn’t like visitors to the island’. Tony said in a quiet voice. Then Greta Ross looked at us and Tony said no more.

‘Why doesn’t Mr. Ross like visitors?’ I thought. ‘Has he something to hide?’ When we arrived on the island, my mother and I followed Greta up to the house. It was very big and there were trees all around it. A woman was waiting inside the house.

‘This is Mrs. Duncan, Tony’s mother,’ said Greta. ‘She’s the housekeeper and her husband is the gardener. Mrs. Duncan will take you up to your rooms. I’m going to tell Mr. Ross you’ve arrived.’

ترجمه متن:

تونی گفت: “سلام.” زود، نزدیک جزیره بودیم. می‌توانستم سواحل و صخره ها را ببینم. سرعت قایق کاهش یافت.

تونی توضیح داد: “صخره های خطرناکی اطراف جزیره هست.  خیلیاشون زیر آبن و نمی‌تونین ببینیدشون. من باید مراقب باشم. ولی صخره ها مانع از نزدیک شدن قایق های دیگه می‌شه، و این موضوع آقای راس رو خوشحال می‌کنه.”

پرسیدم: “چرا؟” تونی به گریتا راس نگاه کرد ولی او گوش نمی‌داد.

تونی با صدای آرام گفت: “آقای راس از مهمون توی جزیره خوشش نمیاد.” بعد گریتا راس به ما نگاه کرد و تونی چیز بیشتری نگفت.

فکر کردم: “چرا آقای راس از مهمون خوشش نمیاد؟ چیزی برای مخفی کردن داره؟”

وقتی به جزیره رسیدیم، من و مادرم پشت سر گریتا به سمت خانه رفتیم. خیلی بزرگ بود و دور تا دورش درخت بود و یک زن داخل خانه منتظر بود.

گریتا گفت: “این خانم دانکنه، اون خدمتکار خونست و شوهرش باغبونه. خانم دانکن شما رو به اتاقتون راهنمایی می‌کنه. من قراره به آقای راس بگم شما رسیدید.”

بیشتر بخوانید: تحلیل کتاب داستان انگلیسی Dead man’s island فصل چهارم

واژگان:

  • Cliff(صخره)
  • Rock(سنگ، صخره)
  • Housekeeper(خانه دار، خدمتکار خانه)

اصطلاحات و افعال چندکلمه ای:

  • Slow down(کاهش سرعت دادن)
  • Keep away(دور نگه داشتن)
  • Arrive on(رسیدن به، برای جزیره و زمین است)
  • Follow up(دنبال کردن تا مقصد)
  • Take up(به بالا بردن، راهنمایی کردن)

 

متن اصلی:

The housekeeper was a little woman with short hair. She went up the stairs, and my mother and I went after her. My room was next to my mother’s. I looked out of the window and saw the gardens at the back of the house. A man was working in the garden, near some trees.

 ‘Is that Mr. Duncan?” I thought. I looked between the trees and saw the sea. ‘It’s a beautiful house and a beautiful island.’

That evening, we had dinner with Mr. and Mrs. Duncan and Tony. We ate in the big kitchen.

 ‘What happened to Mr. Ross’s last secretary?’ asked my mother.

 ‘She’s in hospital,’ replied Mrs. Duncan. ‘She’s going to be away all summer.’

 ‘Isn’t Mrs. Ross lonely here? I said.

 ‘No,’ said Mrs. Duncan. ‘She likes painting a lot. She has a room upstairs and goes there to paint. She’s very good. Sometimes she goes to different places on the island to paint pictures.’

We finished eating our meal. Soon after, Greta Ross came into the kitchen.

 ‘Mr. Ross wants to see you and your daughter now, Mrs. Sanders,’ she said.

‘Follow me, please.’

 

ترجمه متن:

خدمتکار خانه زن کوچک اندامی با موهای کوتاه بود. از پله ها بالا رفت، و من و مادرم پشت سرش رفتیم. اتاق من کنار اتاق مادرم بود. به بیرون پنجره نگاه کردم و باغ های پشت خانه را دیدم. یک مرد درحال کار کردن در باغ نزدیک چند درخت بود.

فکر کردم: “اون آقای دانکنه؟” بین درخت ها را نگاه کردم و دریا را دیدم: “خونه و جزیره قشنگیه.”

عصر آن روز، با آقا و خانم دانکن و تونی، در آشپزخانه ای بزرگ شام خوردیم.

مادرم پرسید: “چه اتفاقی برای منشی قبلی آقای راس افتاد؟”

خانم دانکن جواب داد: “اون تو بیمارستانه. قراره همه تابستونو نباشه.”

گفتم: “خانم راس این‌جا تنها نیست؟”

خانم دانکن گفت: “نه. اون خیلی نقاشی کردنو دوست داره، طبقه بالا یه اتاق داره و می‌ره اون‌جا تا نقاشی بکشه. کارش خیلی خوبه. بعضی وقتا به جا های مختلف جزیره میره تا نقاشی بکشه.”

غذایمان را تمام کردیم. کمی بعد، گریتا راس به داخل آشپزخانه آمد.

گفت: “آقای راس می‌خوان الان شما و دخترتونو ببینن، خانم ساندراس. لطفا دنبالم بیاین”

 

واژگان:

  • Upstairs(طبقه بالا)
  • Meal(غذا)

اصطلاحات و افعال چندکلمه‌ای:

  • Go up the stairs: از پله ها بالا رفتن
  • Go after (دنبال کردن، پشت سر رفتن)
  • Going to be away: غایب بودن، نبودن

 

متن اصلی:

We followed her through the house and into a big room. This was Mr. Ross’s office and he was sitting behind a desk. I was surprised. He was a young man, about thirty. He had a mustache, short dark hair, and he wore glasses. Mr. Ross was speaking into the telephone.

 ‘Who does he look like? I thought. ‘Is it Tony Duncan?”

‘Mr. Ross is talking to a business friend in New York,’ said Greta. ‘Please, sit down.’ While we waited, I looked around the office. There were three telephones, a computer, and lots of books and papers. There was another door and I could see a smaller room, next to the office. There was a smaller desk and another computer in there. Mr. Ross finished speaking on the phone, then looked carefully at my mother and me. For a few seconds he didn’t speak, and just watched us. Then he said, ‘I’m pleased to meet you, Mrs. Sanders. I need some help with my work. My secretary is in hospital, and there’s a lot of work to do. Sometimes you’ll have to work late at night, because of time differences in New York and Tokyo. Is that all right?”

ترجمه متن:

دنبال او در داخل خانه حرکت کردیم و وارد اتاق بزرگی شدیم. آن دفتر کار آقای راس بود و او پشت میزی نشسته بود. شگفت زده شدم. او مرد جوانی حدودا سی ساله بود. سبیل و موهای کوتاه تیره ای داشت، و عینک زده بود. آقای راس داشت با تلفن حرف می‌زد.

فکر کردم: “به چه کسی شبیهه؟ تونی دانکن؟”

گریتا گفت: “آقای راس دارن با شریک کاریشون توی نیویورک صحبت می‌کنن. لطفا بشینید.”

وقتی منتظر بودیم، دور تا دور دفتر را نگاه کردم. سه تلفن، یک کامپیوتر و تعداد زیادی کتاب و کاغذ وجود داشت. در کوچک دیگری هم بود و می‌توانستم اتاق کوچک‌تری کنار دفتر ببینم. در آن‌جا میز کوچک‌تر و کامپیوتر دیگری بود. آقای راس صحبت کردن با تلفن را تمام کرد، سپس با دقت به من و مادرم نگاه کرد. برای چند ثانیه حرفی نزد، و فقط ما را تماشا کرد. بعد گفت: “خوشحالم که باهاتون ملاقات می‌کنم، خانم ساندراس. یکم کمک تو کارم احتیاج دارم. منشیم توی بیمارستانه، و کارهای زیادی برای انجام دادن وجود داره. بعضی وقت ها مجبورید تا دیروقت کار کنید، چون زمان توی نیویورک و توکیو متفاوته. این مسئله براتون قابل قبوله؟”

واژگان:

  • Mustache(سبیل)
  • Business friend(شریک تجاری، شریک کاری)

اصطلاحات و افعال چند کلمه ای:

  • Follow throw(دنبال کردن در)
  • Go into(وارد شدن به)
  • Speak on(صحبت کردن با تلفن)
  • Look around(به اطراف نگاهی کردن)

گرامر:

جمله “who does he look like” به معنی شبیه کسی بودن است.

 

متن اصلی:

 ‘Yes, that’s all right,’ said my mother.

 ‘Can you use a computer? ‘

 ‘Yes.’

 ‘Good.’ He looked at me. ‘Is this your daughter? ‘

‘Yes, this is Carol,’ said my mother.

 ‘Hallo,’ I said.

 ‘Greta says you like gardening. There’s a big garden here, so you can help Mr. Duncan. And there’s a farm. Dan and Stella Parks live in the farmhouse and work on the farm. You can help them, too. We have some animals. Some sheep, a few cows and chickens. And there’s a horse called Smoke. He’s grey, like his name. Can you ride? ‘

 ‘Yes, I said. I can ride a horse. ‘

‘You can ride Smoke around the island, if you like.’

 I’d like that, I said. ‘Thank you.’

 ‘And we grow vegetables and fruit,’ he said. ‘I work on the farm sometimes. I enjoy it.’ I smiled at him but he didn’t smile back.

 ‘Carol will enjoy working on the farm, said my mother. ‘Won’t you, Carol?’

 ‘Yes, I said. ‘Mr. Ross looks sad, I thought. ‘But how did he get all his money? And why does he hide away on an island? ‘

ترجمه متن:

مادرم گفت: “بله. اشکالی نداره.”

“می‌تونین از کامپیوتر استفاده کنین؟”

“بله.”

“خوبه.” به من نگاهی انداخت: “دختر شماست؟”

مادرم گفت: “بله. این کاروله.”

گفتم: “سلام.”

“گریتا گفت که از باغبونی کردن خوشت میاد. یه باغ بزرگ این‌جاست، پس می‌تونی به آقای دانکن کمک کنی. و یه مزرعه هم هست. دن و استلا پارک توی خونه مزرعه زندگی می‌کنن و توی مزرعه کار می‌کنن. می‌تونی به اونا هم کمک کنی. ما چندتا حیوون داریم. چندتا گوسفند، یکم گاو و مرغ. و یه اسب هم به اسم اسموک هست. اون طوسیه، مثل اسمش. می‌تونی اسب سواری کنی؟”

گفتم: “بله. می‌تونم اسب سواری کنم.”

“می‌تونی اطراف جزیره سوار اسموک بشی، اگه دوست داری.”

گفتم: “دوست دارم، ممنون.”

گفت: “و ما سبزی و میوه پرورش می‌دیم. من بعضی وقت ها توی مزرعه کار می‌کنم. ازش لذت می‌برم.”

به او لبخندی زدم اما جواب لبخندم را نداد.

مادرم گفت: “کارول از کار کردن توی مزرعه لذت می‌بره، اینطور نیست، کارول؟”

گفتم: “حتما.”

فکر کردم: “آقای راس به نظر غمگین میاد. ولی چطوری پول هاشو به دست آورده؟ و چرا خودشو توی یه جزیره مخفی می‌کنه؟”

واژگان:

  • Smoke(دود، در این متن اسم اسب به علت خاکستری بودن آن، دودی است)
  • Farmhouse(خانه ای که در مزرعه است)

اصطلاحات و افعال چندکلمه ای:

  • Work on(کار کردن در، کار کردن روی)
  • Grow up(پرورش دادن، رشد کردن)
  • Hide away on(پنهان شدن، مخفی شدن)

حرف آخر:

فصل دوم کتاب Dead Man’s Island آغاز جذاب و مرموزی برای یک داستان پرهیجان است. در این فصل، به دنیای کارول ساندرز وارد می‌شویم و با تغییرات بزرگی که در زندگی‌اش رخ داده، آشنا می‌شویم. اما رازها و دنیای پیچیده‌ی داستان تنها در این فصل شروع می‌شود و هنوز سوالات زیادی بی‌جواب باقی مانده است. اگر به دنبال یک داستان معمایی هستید که همزمان با تقویت زبان انگلیسی، شما را به دل خود فرو برد، ادامه‌ی این داستان را از دست ندهید.

نظر شما در مورد این روش آموزشی چیست؟ آیا این سبک برایتان جذاب و مفید بوده است؟

دیدگاه‌ها ۱۲
ارسال دیدگاه جدید